پسلرزههای نامه صابیر روستمخانلی به رهبر انقلاب

چندی پیش جناب آقای صابیر روستمخانلی نویسنده، شاعر و نماینده مجلس جمهوری آذربایجان طی نامهای سرگشاده خطاب به رهبر انقلاب اسلامی ایران نسبت به ادامه سرکوب، تحقیر و تبعیض اعمال شده از سوی حکومت ایران نسبت به آذربایجانیها شدیدا اعتراض نمود. وی در نامه خود که روز 5 شنبه (1 می) در مطبوعات باکو منتشر شد با انتقاد از حکومت ایران که خود را حکومتی اسلامی معرفی کرده اما با عمل نکردن به عدالت در کنار برخی اعمال از سوی این حکومت را باعث بدنامی اسلام درسطح جهان معرفی نموده بود. رستم خانلی که اخیرا به عنوان رئیس کنگره آذربایجانیهای جهان انتخاب شده، با اشاره به فروپاشی شوروی سابق و یوگسلاوی ؛ عدم توجه به حقوق اقوام وملل غیر فارس از سوی حکومت ایران را سوق دادن این کشور به سوی تجزیه عنوان کرده و افزوده است: «کنگره اذربایجانیهای جهان نمی تواند نسبت به وضع آذربایجانیهای ایران بی تفاوت باشد». وی ممنوعیت تحصیل بزبان آذربایجانی، سرکوب، تحقیر و تبعیض را مهم ترین مشکلات آذربایجانیهای ایران برشمرده ست و خواستار اعطای آزادیهای مدنی و پایان تبیعضات اعمال شده نسبت به آذربایجان شده و در خاتمه نامه 7 صفحه های خود خطاب به خامنها ی نوشته بود که: «از این ملت و خدا بترس!». این صراحت و شجاعت آقای رستمخانلی در به چالش کشیدن سیاستهای ضددینی و ضدانسانی جمهوری اسلامی ایران در قبال ملت آذربایجان در دو سوی ارس بسیار جالب توجه و ستودنی است.
در پی نامه مزبور و در اقدامی مقابله به مثل، چند روز پیش نامهای خطاب به جناب آقای الهام علیف رئیس جمهوری آذربایجان به قلم «نویسنده و محقق تبریزی»!! در سایت تابناک (خلف بازتاب) انتشار یافت. هر چند در نامهی اخیر اشارهای به نامه جناب آقای رستمخانلی به رهبر انقلاب نشده است اما از محتوا و حال و هوای نامه کاملا مشهود است که این نامه پاتک همان نامه است.
مسالهای که جالب توجه است اینکه نام و نشان این «نویسنده و محقق تبریزی» در صدر و ذیل نامه نیامده است. شاید ابتدا به نظر برسد که نویسنده نامه از بس مخلص و از شهرت گریزان است که نمیخواند مطرح گشته و برسر زبانها بیفتد، یا اینکه ممکن است برخی تصور کنند که نویسنده این نامه یک غیرتبریزی و شاید یکی از سربازان به اصطلاح گمنامی است که خود را به امام زمان (عج) بستهاند و نباید نامشان فاش شود، اما با اندک تأملی در متن و محتوای نامه، نام و نشان و علت حذف نام نویسنده آن مشخص خواهد شد. به احتمال قریب به یقین، این نامه به خامهی یکی از نویسندگان معلومالحال نشریه ضد آذربایجانی «میثاق» یا «ایران شمالی» نگارش یافته است که به خاطر سوء سابقه و کارنامهی شناخته شدهی اینگونه افراد نام نویسنده آن حذف شده است، محتوای شعاری و تکراری این نامه روی دیگر سکهی میثاق و ایران شمالی است.
به هر حال بررسی تطبیقی متن و محتوای دو نامه و بار حقوقی و ارزش سیاسی آنها، فرصتی افزون و توانی دیگر میطلبد و من همین جا از نویسندگان و فعالان فرهنگی ـ سیاسی آذربایجان میخواهم به بررسی انتقادی این دو نامه بپردازند.
اما نکتهی دیگری که باید در اینجا تذکر بدهم توجه به اهمیت نامه جناب آقای صابیر روستمخانلی است، اولا از دوستان فعال آذربایجانی که تاکنون موفق به مطالعه نامه جناب آقای رستمخانلی نشدهاند میخواهم که آن نامه را مطالعه کنند و دوم اینکه، هر چند متن ترکی نامه ایشان با دو الفبای لاتین و عربی در وبسایتها درج شد اما جای ترجمه کامل متن نامه ایشان به فارسی همچنان خالی است تا مخاطبان بیشتری در ایران به مطالعه آن بپردازند نیز از دوستانی که توان و فرصت کافی برای این کار دارند میخواهم که این نامه را به فارسی ترجمه و در وبسایتهای اینترنتی آذربایجان منتشر سازند.