تبليغاتX
بوز قورد - نیروهای قومیت در ایران
وطن منه اوغول دئسه نه غمیم!

میللی شورا:

این مقاله تنها جهت اطلاع خوانندگان محترم از طرز نگرش طیف جدیدی از ایران گرایان تقدیم می شود. لازم به ذکر است که از نظر سایت میللی شورا بسیاری از نگرشها، آمارها و اطلاعات داده شده در این مقاله صحت ندارد.

نیروهای قومیت در ایران

فریدون صفی زاده، دانشگاه بوستون

ترجمه : ارکین اهرلی

زمان بسیار حساسی در تاریخ ایران است. مشخص نیست که چه چیزی در انتظار ایران است. به همان اندازه که برنامه هایی برای بهره برداری از وسایل اتمی برای رسیدن به سایتهای هسته ای وجود دارد برنامه هایی نیز هستند که از تنش های قومی به عنوان بمبهای اتمی داخلی در عملیات دموکراسی در ایران استفاده می کنند. گفته می شود اگر خوزستان از ایران جدا بشود و به کویتی دیگر تبدیل شود، کار ایران تمام است. لذا، یافتن و درک مسائل قومی و نارضایتی های منطقه ای و توقف ساده نگری های موجود حائز اهمیت می باشد.

در آذربایجان ایران، بعد از ناآرامی های سال 2006 پاسخ به سؤال "آیا در آذربایجان ایران کسی هست که بخواهد برای رفتن به مشهد، قم، اصفهان یا شیراز گذرنامه بگیرد؟" منفی بوده و هنوز هم منفی است. در واقع، بر اساس بیشتر مطالعات عملی نگارنده در فاصله ماههای ژانویه و جولای 2006 در تبریز پاسخ قطعا منفی است. البته اگر شما کانال ماهواره ای تلویزیونی گوناز تی وی که از شیکاگو و روی تل استار یا ماهواره های ترکیه پخش می شود را تماشا کنید، ممکن است طور دیگری فکر کنید، اما حقیقت این است که وقتی کسی نهایتا با این سؤال روبرو می شود که "آیا می خواهید برای رفتن به مشهد، قم، اصفهان یا شیراز گذرنامه بگیری؟" حتی تندروترین و قویترین حامیان حقوق آذربایجانی ها بعد از ارزیابی واقعیت موجود خواهد گفت که ما در باره جدایی از ایران صحبت نمی کنیم. حال که این سؤال مهم جواب داده شده، ممکن است نگرانی مان در باره مشکلات اقلیت آذربایجانی در ایران از بین برود. بنابراین، در باره رابطه بین ترکها و فارسها و جوامع ایرانی چه چیز روشنگری می توان گفت؟ انتظارات آذربایجانی ها یا فارسها و مسائل مربوط به آنها جواب روشن و منفردی ندارد.

لازم به ذکر است که منظور نگارنده از ترک زبانان در این مقاله ساکنان شمال غرب ایران بوده و شامل ترکمن ها یا قشقایی ها که شاخه مهمی از ترکهای ایران می باشد نمی شود.

آذربایجان کجاست؟

سؤال اول این که "آذربایجان ایران دقیقا کجاست؟". از یک دیدگاه تا حدودی با توجه به تقسیمات استانی زمان رضاشاه جواب این سؤال مشخص است. اما، وقتی موضوع دقیقتر بررسی می شود، بسیار پیچیده تر می شود، و همانطور که ناآرامی اخیر نشان داد ترکیب و ساختار فرهنگی آذربایجان مقوله ای متفاوت است. تظاهراتی در تبریز، ارومیه، اردبیل، زنجان و شهرهای کوچک و بزرگ متعدد دیگر در چهار استان برگزار شد. بیشتر شهروندان در این استانها کاریکاتور روزنامه ایران را موهن دانسته و به آن واکنش نشان دادند. به نظر بیشتر آذربایجانی ها دلیل اصلی تقسیمات استانی به آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی، اردبیل و زنجان و اینکه فقط به خاطر نیازهای مدیریتی یا لجستیکی بوده یا نه کاملا مشخص نیست. پس قلمرو فرهنگی آذربایجان بزرگ کجاست؟ محدوده غربی و شمالی این منطقه مشخص است و مرزهای بین المللی جمهوری آذربایجان، ارمنستان و ترکیه می باشد. مرز جنوبی تا حدودی با کردها، ترکمن ها و فارسها ترکیب شده و جمعیت کثیری از ترکها در همدان و حومه زندگی می کنند. مرزهای شرقی و جنوب شرقی این منطقه فرهنگی در سالهای اخیر به کرج و حتی تهران کشیده شده که حداقل 25% و حداکثر 40% جمعیت آنها ترک یا آذربایجانی هستند.

دومین مسئله مربوط به سیاست مربوط به استفاده از واژگان فوق می باشد. 20 میلیون ترک زبان یا بیشتر خود را ترک می دانند. آنها نمی دانند چرا دیگران اصرار دارند تا آنها را آذری یا چیز دیگر خطاب کنند. انسان شناسی می گوید ما عموما باید از مقولات امیک[1]، یعنی مقولات تفکر و درک گروه محلی خاص که برای خود آنها معنی دار است، تبعیت کنیم و به آنها پایبند باشیم. جالب اینکه، در یکی از جلساتی که توسط روزنامه نگاران روزنامه ایران و شرق در تهران و بعد از ناآرامی می 2006 برگزار شد که در آن از همکاران ترک نیز برای ارزیابی تاثیر کاریکاتور سوسک مانا نیستانی و همچنین بررسی حساسیت ها و ظرافت های زبانی، فرهنگی و قومی در نوشته های خود آنها در باره اقلیت ها، دعوت شده بودند، یک همکار ترک گفت، در اولین گام ترکها را ترک خطاب کنید، همانطور که آنها خود را ترک می دانند و آذری یا آذری زبان نامیدن آنها را که بعد از انقلاب اسلامی در دنیای مطبوعات و رسانه های ایران اسم معمول آنها شده است، دیگر ادامه ندهید. واژه آذری برای تمایز قائل شدن آذربایجانی ها یا ترکها از ترکهای ترکیه و جمهوری آذربایجان و گروههای دیگر ترک در ایران رایج شده است. تست استفاده و کاربرد معمول بومی و منطقه ای اینطور است که وقتی دو آذربایجانی ایرانی که نفر سوم را نمی شناسد از همدیگر خواهند پرسید که آیا وی "ترک است یا فارس" یا از گروه قومی دیگری، مثل ارمنی، آشوری یا کرد می باشد یا نه و نخواهند پرسید آیا وی "آذری است یا فارس".

سؤال سوم به مسائل سیاسی و تاریخی برمی گردد. همواره بحث در باره مسائل و هویت آذربایجانی ها و ترک زبانان بعد سیاسی و تاریخی به خود می گیرد و یک سری موضوعات از قبیل حمله ترکها به ایران، و اینکه آیا آذربایجانی ها ترک هستند یا آذری، آیا زبان آنها ترکی است یا آذری، و مسائل مربوط به جنبش های مختلف سیاسی و اجتماعی آذربایجان از جمله، جنبش مشروطه، حرکتهای شیخ محمد خیابانی، پیشه وری و غیره مطرح می شود. درک دقیق و چندبعدی این حوادث و دوره های تاریخی بیش از اندازه مهم است. اما آنها جایگزینی برای درک صحیح شرایط معاصر زندگی در آذربایجان بزرگ در ایران شده است. واقعیتی که امروز وجود دارد این است که بیش از 20 میلیون شهروند در بخشی از کشور با زبان خاص، سنن، روش خاص انجام کارها زندگی می کنند که بعضی از اینها مشابه با سایر مناطق کشور و تعدادی متفاوت می باشند. آنچه آذربایجانی ها می خواهند درک، احترام و قبول و پایان دادن به انکار و امحای این ویژگی ها و همچنین توقف استهزا و مسخره کردن فرهنگ، زبان یا لهجه آنها می باشد.

چهارمین موضوع نیز به زبان مربوط می شود. آذربایجانی ها زبان را یک عامل مهم تمایز و هویت می دانند. این سطح بالای آگاهی زبانی صدها سال تاریخ دارد. تحصیلکرده های سابق آذربایجانی چندزبانه بودند و چندین زبان از جمله، ترکی، فارسی، عربی، کردی، آشوری، ارمنی یا حتی روسی یا یک زبان اروپایی را بلد بودند. توده و جمعیت عوام تک زبانه بودند و اکثرا ترک بودند اما بعضی ها چندزبانه کرد، آشوری و ارمنی نیز بودند. دلیل اصلی تمایز و هویت زبانی نتیجه تلاش های ملی گرایانه قرن بیستم در جهت یکسان سازی جمعیت از طریق آموزش زبان فارسی برای یکپارچگی و وحدت بهتر ملل گوناگون کشور می باشد.

آذربایجانیها از نظر زبان در موقعیت منحصربفردی قرار داشته و دارند. آنها از این وضعیت راضی بوده اند که به ترکی تکلم نمایند، به فارسی بنویسند و زبان مذهبی شان عربی باشد. اما این ظرفیت زندگی چندزبانه هم در داخل و هم از خارج با گزینه یا این یا آن و به نام هویت ملی یا آگاهی قومی-ملی به چالش کشیده می شود. آنچه عملا مشاهده می شود مقاومت در مقابل هر دو این سیاستهای یکسان سازی می باشد.

مسائل مهم و کلیدی در این زمینه عبارتند از: 1) زبان مادری و آنچه این زبان از نظر تفکر، اظهار، و راحتی ارتباط بدنبال دارد؛ 2) تجربه یادگیری زبان دوم و موضوع روانی (سلاست) و لهجه؛ 3) مسائل اجتماعی و نیروهای مربوط به دانستن زبان دیگر و در این مورد فارسی. برای آذربایجانیها فارسی زبان دوم و در بیشتر مناطق روستایی یک زبان کاملا جدیدی است. البته در چهل سال گذشته با حضور تلویزیون وضعیت تغییر کرده است. اما با این حال مشکلات زبانی زیادی در خانواده ها هنوز هم وجود دارد و این که چگونه یادگیری فارسی را برای کودکان خود تسهیل نمایند و این احساسات که پدران و مادران در این باره دارند که نیروهای حاکم اصرار می کنند کودک شما با یادگیری فارسی در مدرسه و در کل کشور موفقیت بهتری خواهند داشت [درست است یا نه]. فارسها موفقیت های یادگیری زبان دوم آذربایجانیها را درک نمی کنند. علت این است که عده کمی از فارسها زبانهای اقلیتها را یاد می گیرند. ترکها مشترکات زیادی با فارسها در یک کشور بیگانه احساس می کنند. وقتی به دنبال جواب سؤال "اینکه چگونه زبان، از قبیل زبان یا لهجه متفاوت به احساسات شما در باره افراد گوناگون شکل می دهد" بودم پاسخگویی با این سؤال خود واکنش نشان داد "آیا نگرش و سیاست خاصی نسبت به زبانها و فرهنگهای اقلیتها در ایران وجود دارد؟" و به سؤال خود اینطور جواب داد، "از جوکهای مربوط به ترکها و لهجه آنها مشخصا جواب بلی است."

موضوع قابلیت یا عدم قابلیت فهم و درک متقابل مسئله مهمی در جوامع چندفرهنگی و چند نژادی می باشد. در ایران حجم وسیعی از ارتباطات اشتباه، تعارض، خصومت و دشمنی به خاطر همین واقعیت روی می دهد. اینجاست که جوکها و الگوها در باره ترکها ارزش تحلیل جامعه شناختی خود را پیدا می کنند. وقتی فارسها که از نظر تاریخی برتری فرهنگی احساس می کنند منظور اقلیت ها را در ارتباطات نمی فهمد، ترک خر یا بی شعور می شود. مفهوم خر یک مفهوم مهم در تعریف خصوصیات دیگر می باشد. از پاسخگویی پرسیدم که جوکی که بتوانم درمقاله خود استفاده کنم، بگوید. او فوری جوکی گفت که به نظرم ناخوشایند بود، لذا تصمیم گرفتم از آن استفاده نکنم. خودم را سرزنش کردم. اما بعد فکر کردم که این جوک ماهیت ناخوشایند بیشتر جوکهایی که فارسها در باره ترکها و بعضی مواقع ترکها در باره فارسها می گویند را نشان می دهد. از هر دو خوانندگان فارس و ترک خواهش می کنم که از این جوک ناراحت و آزرده خاطر نشوند. تنها هدف بنده نشان دادن ماهیت حیوانی و غیر انسانی رابطه جوک گویی فارس و ترک می باشد.

جوک این است:

" دو دوست با هم در طول رودخانه قدم می زدند، صدای عرعر خری را می شنوند که گاه گاهی بادی نیز خارج نمی کرد. فارس به ترک گفت که خره ترکی حرف می زند. ترک می خندد و می گوید، درسته، ولی مسئله این است که گاه گاهی در بین سخن خود فارسی حرف هم قاطی می کند".

این یک جوک متوازن است ولی جوکها اغلب یک طرفه و نیشدار هستند.

انسان شناس مشهور انگلیسی، رادکلیف-براون (1965) توضیح داده است که یک رابطه جوک گویی نوعی دوستی است که با نوعی دشمنی و خصومت ابراز می شود. این تنها "خصومت ظاهری و قلابی" است و از طرفین انتظار می رود آزرده خاطر نشوند. با این وجود، رابطه جوک گویی حاکی از جدایی دو گروه و پتانسیل تعارض می باشد. اما همچنین، این طرفین را ملتزم می کند که به روش دوستانه و مسالمت آمیز با هم تعامل نمایند و شانس و احتمال تعارض را به حداقل برسانند.

گذشته از چنین توضیحات کارکردی، نگرانی امروز ایران این است که چگونه جوک و تصور قلابی و مدل سازی طرف دیگر را مشغول و درگیر می کند، وقتی زمینه هایی برای سوء تفاهم و ارتباط نادرست بویژه در باره مسائل مهمی از قبیل سیاست، مذهب، حقوق اقتصادی و وفاداری وجود دارند. این حقیقت که فارس ها در باره بسیاری از مردم جوک می گویند پاسخ خوبی به مزه بد جوک و رفتار موهن نیست و به خاطر منافع ملی، امنیت و تمامیت ارضی کاملا غیرضروری است.

کاریکاتور سوسک و خیابان های تبریز

این مقدمه نگارنده را به بررسی آخرین دور اهانت پیش بینی نشده به اقلیت آذربایجانی رهنمون می شود که از نظر مسوولین فقط کاریکاتوری برای کودکان بوده و بس!!! خوب، کاریکاتور مانا نیستانی در روزنامه ایران در روز جمعه در 12 می در باره چه بود، و چرا منجر به چنین ناآرامی در 22 می در شمال غرب کشور شد؟

بیشتر مردم توجه کافی و دقیق به کاریکاتور نداشته اند و ممکن است این سؤال در ذهن آنها باشد که چرا این کاریکاتور کودکان باعث اعتراضات گسترده در منطقه شد، که بیش از یک هفته طول کشید، حداقل چهار نفر کشته شدند، بسیاری زخمی شدند و تعداد نامعلومی دستگیر و بازداشت شدند. روزنامه خواست و تفاضای اولیه عذرخواهی را نشیده گرفته و اعتنایی نکرد. نهایتا واکنش منفی روزنامه به تقاضای عذرخواهی دوشنبه 22 می (1/31/85) چاپ شد و باعث شد تظاهرات عصر تبریز شد.

توجه دقیق و ظریفانه به کاریکاتور حائز اهمیت است. عنوان کاریکاتور این بود: "چه کنیم که سوسکها سوسکمان نکنند". داستان اینطور شروع می شود: " خرداد ماه است، با شروع تابستان سوسک ها گرمازده می شوند. در چند سال گذشته نوع جدیدی از سوسکها آمده اند که سوسکهای چهار فصل نامیده می شوند و از گرما یا سرما متاثر نمی شوند (این سوسکها تصادفا از طریق مسافرت هوایی وارد ایران شده اند)." ماجرا اینطور ادامه می یابد: " موعدی از سال رسیده که سوسکهای جدید و قدیم از توالت بیرون آمده و سارا کوچولو را می ترسانند و او گریزان پیش مادر خود رفته می گوید مامان سوسک، سوسک ...". کاریکاتوریست می گوید که "...در برخورد با سوسکها...شخص نباید به خشونت متوسل شود، چون این کار خوشی کار را از بین می برد. به طریقی متمدنانه، بایستی پشت میز نشسته و با آنها وارد گفتمان شویم." وی ادامه می دهد، متاسفانه سوسکها زبان آدمی را نمی فهمند، و دستور زبان آنها آنقدر پیچیده است که 80% آنها ترجیح می دهند به زبان دیگران حرف بزنند. کاریکاتوریست چنین ادامه می دهد: " وقتی سوسکها زبان خود را نمی فهمند، چگونه انتظار دارید آنها ما را درک بکنند. اینجاست که گفتمان به پایان می رسد، و شما مجبورید به روشهای خشونت آمیز متوسل شوید."

اولین صفحه کاریکاتور سارا و سوسک را نشان می دهد که سر یک میز نشسته اند که سارا سعی می کند با سوسک صحبت کند، و سوسک به ترکی جواب می دهد (که به حروف لاتین نوشته شده) "Namana" یعنی "چه". در این صفحه سوسک ترک معرفی می شود، هشت تکه دیگر کاریکاتور به صورت تصویری و به طور ناخوشایندی نحوه زندگی سوسک در توالت و خوردن مدفوع حیوان و غیره را بررسی و چگونگی برخورد انسان متمدن را با آن بحث می کند.

اگر کسی ترک، آذربایجانی، ترک زبان و یا آذری باشد و این کاریکاتور را به دقت بخواند فورا ناراحت خواهد شد. با توجه دقیقتر، آشکار می شود که این کاریکاتوریست نه حساسیت غربی و نه حساسیت ایرانی دارد. او در ناحیه گرگ و میش دو یا چند فرهنگ قرار گرفته است و د ر موقعیتی که با احساسات مردم و در این مورد با احساسات ترک زبانان بازی کند. گوینده ای این چنین واکنش نشان داد " لازم است وی زندانی شود و کمی آب خنک بخورد (با خود فکر کند) و اینکه این تنها کاریکاتوری برای کودکان است جواب قابل قبولی نیست".

اینکه هفته بعد از انتشار این کاریکاتور در آذربایجان ایران چه اتفاقاتی افتاد و اینکه چگونه می شود آنرا تفسیر کرد مسئله دیگری است. با آگاهی از اینکه مسائل قومی در ایران بیش از اندازه در این روزها حساس هستند نشان دادن و توضیح دقیق آنچه که به وقوع پیوسته است یک چالش محسوب می شد.

آنچه واضح است این است که حرکت در تبریز کمی سازمان یافته بود، و از مجتمع های دانشگاهی آغاز شد که دانشجویان صفحه کاریکاتور را تکثیر و پخش نمودند و خواستار عذرخواهی شدند. دهان به دهان قضیه کاریکاتور گسترش یافت. استفاده زیاد از موبایل و پیام کوتاه خیلی کارآمد و مؤثر بود که بعدا مقامات خدمات موبایل را برای چند روزی قطع کردند. اولین تظاهرات شهری ساعت 4 بعد از ظهر روز دوشنبه 22می نزدیک راسته کوچه، میدان نماز، جلوی بازار و اطراف دانشگاه تبریز شروع شد. بازار تبریز زود تعطیل شد و صاحبان مغازه و دیگر اقشار مردم به تظاهراتی که به سمت استانداری ادامه می یافت پیوستند. تصمیم استاندار و معاونین برای عدم خروج و عدم پاسخگویی به تظاهرکنندگان باعث وخیم تر شدن اوضاع شد. جمعیت زیادی به تظاهرکنندگان بازار پیوسته و به سمت دانشگاه تبریز روانه شدند. به طور مشابه گروههایی نیز از دانشگاه به سمت مرکز تبریز روانه شدند. وقتی دو گروه در چهارراه آبرسان به هم رسیدند و نیروههای امنیتی را که از گاز اشک آور و باتوم برای متوقف و متفرق کردن تظاهرکنندگان استفاده می کردند را دیدند، اوضاع به خشونت گرایید. این رویارویی باعث به آتش کشیده شدن خودروهای پلیس، بانکها و شکستن شیشه مغازه ها شد. برخوردها چند روز آینده ادامه داشت طوریکه بالاجبار نیروهای پلیس ویژه ضد شورش از تهران آمدند که نیروهای نامنظم پیراهن قهوه ای بیرون شهر آنها را پشتیبانی می کردند، این نیروها چندشبی در مساجد ساکن شدند و زنجیر، کابل و باتوم برای ضرب و شتم راهپیمایان، تظاهرات کنندگان و تماشاگران بیگناه در اختیار آنها قرار گرفت. تظاهرات کنندگان و راهپیمایان با ضرب وشتم وخشونت غیرمعمول نیروهای امنیتی مواجه شدند و این نیروها افرادی را که به زعم شان تحریک کننده و رهبر گروهها بودند را محاصره نمودند. خبرهایی مبنی براینکه نیروهای غیر ترک و فارس زبان برای اداره امور و برخورد با این وضعیت به تبریز آورده شدند. برخوردهای خشن مشابهی در ارومیه اتفاق افتاد، در این شهر ایستگاه تلویزیون دولتی به آتش کشیده شد. تظاهرات و راهپیمایی هایی در میاندوآب، مرند، اهر، اردبیل، میانه، زنجان و بسیاری دیگر از شهرها و شهرستانها برگزار شد. تظاهرات بویژه در مرند و اردبیل خشونت آمیز بود.

درخواست اصلی تظاهرکنندگان عذرخواهی روزنامه و کاریکاتوریست بود. با آگاهی از اینکه روزنامه ایران ارگان رسمی دولت ایران است، عذرخواهی کمی معنای متفاوتی می یافت. وقتی نهایتا عذرخواهی شد کمی بیش از حد دیر شده بود. وقتی اعتراضات آنقدر جدی و داغ شده بود که تنها اقرار، یک توضیح یا عذرخواهی از طرف دولت و رهبر می توانست مفید باشد. همین که دولت متوجه دامنه ناآرامی و امکان ادامه آن شد، دادستان تهران سریا اقدام به توقیف روزنامه ایران و حبس سردبیر روزنامه و کاریکاتوریست (مهرداد قاسمی فر و مانا نیستانی) کرد با این اتهامات که آنها به آذربایجانی های ایران اهانت کرده اند و باعث آشوب شدند و کشور را در معرض تحریکات بیگانگان قرار داده اند. حداد عادل، رئیس مجلس در یکی از مساجد آذربایجانی ها در تهران که از تلویزیون ملی پخش شد، حضور یافت و از آذربایجانی ها به خاطر حمایت شان از انقلاب، جنگ و وطن پرستی تقدیر کرد. نهایتا، آیت ا... خامنه ای در 28 می خطاب به ملت در باره حوادث آذربایجان سخنرانی کرد، دوباره از آذری های ایران به خاطر تعصب مذهبی، وطن پرستی و سخت کوشی تقدیر نمود و بیگانگان را به دست داشتن در نا آرامی ها متهم کرد. وی در طول سخنرانی خود نسخه دولتی و خودی از شعارهای تظاهرات کنندگان را به ترکی و به صورت "آذربایجان جانباز، اینقیلابدان آیریلماز" و "آذربایجان اویاخدی، اینقیلابا دایاخدی" بیان کرد. شعارهای تظاهرات کنندگان اینها بودند: "آذربایجان اویاخدی، اؤز دیلینه دایاخدی، فارسلار بیزه قوناخدی" و "آذربایجان اویاخدی، اؤز دینینه دایاخدی". شعار اقتصادی تر این بود "سوغان یئرآلما بیر قیمت، میوه ده بیر قیمت، داش باشیوا بی غیرت" و شعار فراملی تر این بود "فارس، روس، ارمنی، آذربایجان دوشمنی". بار دیگر سرانگشت اتهام به سمت کشورهای بیگانه و عوامل آنها بود که متهم به ایجاد آشوب وناآرامی در میان اقلیت ها در ایران شدند.

سرانجام، رئیس کل دادگستری استان آذربایجان شرقی (حجت الاسلام نجف آقازاده) اعلام کرد که 330 نفر در این استان دستگیر شده اند. 85-80 نفر از اینها رهبران گروههای تظاهرات کننده و راه پیمایان و 25-20 نفر عوامل محرک و برانگیزاننده خشونت بودند. تعدادی از عوامل محرک بهایی و توده ای (کمونیست) بودند و دو تن از آنان با دولت اسرائیل ارتباط داشت. 50 نفر دیگر نیز به خاطر پرتاب سنگ و آسیب به اموال عمومی و خصوصی مورد بازجویی قرار گرفتند. وی همچنین گفت به ترتیب در شهرهای مرند و اهر 9 و 15 تن دستگیر شده اند. مشخص نیست چه تعدادی در دیگر استانها دستگیر شده اند.

دولت و مسؤولین رویکرد سه جانبه ای نسبت به ناآرامی های آذربایجان برگزیدند. در حالیکه نیروهای امنیتی به شدت و با خشونت، با ضرب و شتم، دستگیری ها و ترساندن با شرکت کنندگان در تظاهرات و اعتراضات برخورد می کردند، در روزنامه های سراسری، رادیو و تلویزیون دولتی مبارزه عمومی کوتاه مدتی به شکل تقدیر و تمجید معمول و کلیشه ای از آذربایجانی ها صورت می گرفت تا احساسات آنها آرام شود. این رویکرد با دستگیری روزنامه نگاران، توقیف و تعطیلی نشریات و روزنامه های محلی، و در نتیجه ممانعت از هر گونه بحث در رسانه های محلی در باره آنچه که روی داده بود، و علل چنین اعتراضات و ناآرامی های گسترده و خودجوش تکمیل می شد.

بدیهی است که ربط دادن چنین اعتراضات و تظاهرات گسترده مردمی به انتشار یک کاریکاتور ساده انگاری در مورد موضوعات و مسائلی است که آذربایجانی ها با آنها دست به گریبان هستند. مشخصا، از طرفی کاریکاتور به علت تحقیر و توهین به هویت ترکان و از طرف دیگر اتفاق نظر جمعی به وجود تبعیض اقتصادی، توسعه نیافتگی منطقه ای، و هویت زدایی، هویت دوشقه فارسی-ترکی، دلیل اصلی آشکار شدن و بروز نارضایتی های خفته محسوب می شود. بسیاری از مردم معتقدند که دلایل وقوع چنین رویداد ها در آذربایجان را نباید در آن سوی مرزها جستجو کرد، علت اصلی سیاست های غلط، ناعادلانه دولت و مدیران محلی می باشد. بسیاری در عجب اند که چرا آذربایجان با این پتانسیل غنی و قوی فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی در بین استان های کمتر توسعه یافته ایران قرار گرفته است. عده ای دیگر چنین مطرح می کنند که کدام سیاست اقتصادی مسؤول اختصاص بودجه به استانهای آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی، اردبیل و [زنجان] است که مجموع بودجه این استانها از استانهای دیگر مثل کرمان و یزد کمتر است. در کنفرانسی در تهران که دو روز پس از ناآرامی های آذربایجان با نام تنوع فرهنگی و همبستگی ملی (چهارشنبه 24 می) برگزار شد، آقای هاشمی رفسنجانی اظهار داشت که علت ناآرامی های آذربایجان ضعف تدبیر و مدیریت بود. اصلاح طلبان (دوم خردادی ها) معتقد بودند که اگر آنها در راس امور بودند به خاطر برخورد کارشناسی و حساسیت در برخورد وقوع چنین ناآرامی ها غیرمحتمل بود. تنها یک روزنامه، اعتماد ملی، در صفحه اول خود از وزیر کشور، سخنگوی دولت و نیروهای امنیتی بخاطر نسبت دادن حوادث به عوامل و کشورهای خارجی انتقاد کرد. این روزنامه این سؤال را مطرح کرد که دستان خارجی ها چقدر قوی هست که موجب چنین حوادثی در خوزستان، سیستان و بلوچستان، کرمان و اینک در آذربایجان بزرگ (چهار استان) می شود و همچنین چاپ و انتشار کاریکاتور، و همچنین سقوط هواپیمای C-130 و کشته شدن مقامات ارشد سپاه پاسداران را برنامه ریزی و اجرا کرده است. اگر واقعا، عوامل بیگانه قادر به کارها بودند و هستند، آن وقت نیروهای اطلاعاتی و امنیتی و مقامات سیاسی در این مدت چه کار می کردند. مقاله این طور ادامه می یابد، نسبت دادن ضعف مدیریت و سیاست گذاری به عوامل خارجی توهین به ملت ایران بالاخص اهانت مضاعف به ملت آذربایجان می باشد.

در سطح منطقه ای متهم کردن بین مقامات شروع شده بود، بویژه از طرف شهردار تبریز (علی رضا نوین) که اینکه چه کسی چه کار، کی و چگونه می بایست می کرد، تا از تدوام و شدت ناآرامی و خشونت می کاست. او به استاندار آذربایجان شرقی (محمد کاظم معمارزاده) انتقاد کرد و اظهار داشت که اگر او از استانداری بیرون می آمد و نمی ترسید و تلاش می کرد که تظاهرات کنندگان را هدایت و رهبری کند، احتمال از کنترل خارج شدن اوضاع و بروز درگیری و خشونت از بین می فت. بدون کسب دستور از تهران دور از ذهن است که استاندار به تنهایی می توانست کاری انجام دهد. آنچه مشخص است این است که هیچ کس نمی خواهد مسؤولیت هیچ چیزی را به گردن بگیرد و اشتباهات خود را بپذیرد. به نشریات و روزنامه های محلی هشدار داده شد "بر علیه منافع ملی عمل نکنند" و "قضیه را کش ندهند" و آنها کار خود را خوب انجام دادند و به راحتی از کنار موضوع گذشتند.

سفر احمدی نژاد رئیس جمهور به آذربایجان شرقی

مدتی این انتظار وجود داشت که احمدی نژاد کی از استان آذربایجان شرقی بازدید خواهد کرد. بدون هرگونه اطلاع قبلی بیشتر رئیس جمهور شانزدهمین سفر استانی خود را در روز 12 جولای به آذربایجان شرقی آغاز کرد. او سفر چهار روزه خود را با سخنرانی در جمع مردم تبریز که از ادارات مختلف و کارخانه ها با اتوبوس به محل آورده شده بودند در استادیوم تختی باغ شمال آغاز کرد. درحالیکه امام جمعه تبریز آیت ا.. محسن مجتهد شبستری و سایر مقامات استانی به رئیس جمهور خوش آمد گفتند و نیازهای استان و شهرستان را مطرح نمودند جالب این بود که رئیس جمهور توجه خود را به مراحل شکل گیری صهیونیسم و حامیان غربی آن در سطح بین المللی معطوف کرد و همچنین به نیاز مردان و بالاخص زنان منطقه نیز پرداخت. در طول سفر چهار روزه محمود احمدی نژاد از سایر شهرستان ها و بعضی شهرهای کوچک دیدار کرد و در هر توقف و بازدید جزئیات زیادتری به فهرست موضوعات مطرح شده در سخنرانی تبریز می افزود. در هر شهر یا شهرستان قول یک سالن ورزشی جداگانه برای دختران و پسران و همچنین کمک دولتی برای ازدواج داده می شد. درست همانقدر که مقامات ناآرامی در آذربایجان بزرگ را به عوامل بیگانه نسبت می دادند، دولت مشتاقانه سعی می کرد تا زنان و مردان را آرام کرده و به بعضی از نیازهای منطقه ای بپردازد. چون ایجاد اشتغال برای دختران و پسران جوان آسان نیست، دولت کار شدنی و آسان بالاخص ورزش و ازدواج را انجام می دهد تا جوانان را مشغول کرده و از خیابانها جمع کند.

با توجه به آنچه گفته شد، آذربایجانی های ایران در وضعیت بسیار دشواری از قبل قرار گرفته اند. اول، نارضایتی های اقتصادی و سیاسی آنهاست، دوم نارضایتی فرهنگی آنها به علت محوریت و مرکزیت نژادی فارس که رابطه دولت را با تمامی قومیتها و اقلیت ها تحت تاثیر قرار داده، است و نهایتا اینکه نفوذ عوامل و دولتهای بیگانه جمهوری آذربایجان، و همچنین عقاید پان ترکیستی از ترکیه تغذیه می شوند و عقاید و مقولات دیگری که از آمریکا و اسرائیل نشات گرفته آذربایجانی های ایران و سایر قومیتها را هدف گرفته است. بسیاری از مجامع اندیشه و اتاق فکر راستی ها در ایالات متحده از بهره برداری از تنش های قومی برای بی ثبات کردن ایران حمایت می کنند. همین نوع حمایت را در کار تحلیل گران اسرائیلی نیز می توان دید که به نظرشان ایران آخرین کشور چندقومیتی و چندفرهنگی در خاورمیانه است که آماده تبدیل شدن به سیستم فدرال است. شبکه تلویزیونی ماهواره ای گوناز تی وی (شرکت تلویزیونی آذربایجان جنوبی)Gunaz TV که در شیکاگو قرار دارد و با استفاده از ماهواره های تل استار و ترکی برای آذربایجانی های ایران برنامه پخش می کند را در نظر بگیرید. آیا اینکه این شبکه از حمایت مالی دولت آمریکا برخوردار است یا نه بی ربط است، چون بسیاری از آذربایجانی های ایران بر این باورند که چنین کاری تا حدودی با استفاده از حمایت دولت آمریکا اداره می شود، مخصوصا بعد از اینکه کنگره آمریکا میلیونها دلار برای افزایش اقدامات دموکراسی و تغییر رژیم در ایران اختصاص داد این باور قویتر شده است. این شبکه اساسا تبلیغات ضدرژیم و ضدفارسی را در راس برنامه ها دارد و بدنبال این است که تظاهراتی را در تبریز یا آذربایجان ایران براه اندازد. برای مثال، در اوایل مارس 2006 از مردم تبریز خواست تا در چهارراه خمینی و شریعتی (خیابانهای شهناز قدیم و پهلوی)تجمع کرده و با شعار دادن به سمت خلیفه گری؛ باشگاه اجتماعی ارمنی ها، تظاهراتی را بر علیه جمعیت اندک ارمنی ها در تبریز براه اندازند. ارمنی ها چند روزی در خانه های خود پناه گرفتند تا اوضاع آرام شود. به استثنای تعداد کمی (حدود 100 نفر) که به این درخواست گوناز تی وی توجه کردند بقیه افرادی که بنده با آنها صحبت کردم این کار ننگ آشکاری می دانستند که مسببان آن آذربایجانی ها و ایرانی های تبعید شده در خارج کشور هستند. اولین افرادی که از این برنامه های دموکراسی خواه آسیب می بینند اقلیتهای بی دفاع و در این مورد جمعیت مسیحی تبریز هستند که عموما به خاطر سخت کوشی، صنعت و حس شهروندی مورد تقدیر قرار گرفته اند. افرادی مثل گردانندگان گوناز تی وی که پشت تریبون و میکروفون ها نشسته و دلالانی هستند که با زندگی مردم بازی می کنند و در این پروسه نیل به نیت پلید آمریکا و متحدانش نقش مهمی بازی می کنند.

خلاصه اینکه، علیرغم چاپ کاریکالتور موهن به سختی کسی در آذربایجان ایران می خواهد پاسپورت مسافرت به قم، مشهد، اصفهان یا شیراز بگیرد. اما بایستی به خاطر داشت هیچ چیزی مثل ازدواج خوب ابدی و همیشگی نیست و اوضاع ممکن است فرق کند، روابط فارس زبانها و ترکها بایستی مراعات شود درست همانطوریکه تنوع و تکثر فرهنگی در ایران و نیازهای آذربایجان بایستی درک و حفظ و تامین شود.

در باره مؤلف: فریدون صفی زاده در دانشگاه بوستون انسان شناسی تدریس می کند. او دارای مدرک Ph.D انسان شناسی و مطالعات خاورمیانه از دانشگاه هاروارد است.

 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
حیاتین بیر آمان سیز قانونی وار .... تعصوب سیز میللت گرک خوار اولسون....بولود قاراچورلو (سهند)

..................................
نیه گرگ اوز دیلینی اتا تورک

اوز دیلینه اوزگه دیلی قاتا تورک

نه گهدر اتسادا اغریم ازاریم

گهنهده اد اچیب قالجییام من

بابک اولادییام نبی نسلی یم

یاغینی تختینن یالاجییام من

اغی اذر بایجان بالاسییام من

یاغیلار من اوچون ورسه لر زحمت

ساتغیننار یاغیلار ویر سالار منت

گره دیر گور سه دم شانلی لیاقت

بابکین سینمییان قالاسییام من

اغی اذر بایجان بالاسییام من

تورک اودو کی انا دیلین اتماسین

یاد دیله رین گولگه سینده یاتماسین

اذر بایجان اولکه سینی ساتماسین

انضاف ده ییل بابک یوردو ساتیلسین

تورک دیلینه باشقا دیللر قاتیلسین

اذر بایجان ستار خانلار وریبدیر

کور اوغلوتک قهرمانلار وریبدیر

حق اوستونده چوغلو قانلار وریبدیر

انصاف دییل اودلار یوردو ساتیلسین

تورک دیلینه باشقا دیللر ساتیلسین


..................................

.........................

کؤنولوم قوشو قاناد چالماز سنسیز بیرآن، آذربایجان،

خوش گونلرین گئتمیر مودام خیالیمدان، آذربایجان.



سندن اوزاق دوشسم ده من عشقین ایله یاشاییرام،

یارالانمیش قلبیم کيمى، قلبی ویران آذربایجان.



بوتون دونیا بیلیر سنین قودرتینله، دؤولتینله

آباد اولوب، آزاد اولوب مولکی ایران، آذربایجان.



بیسوتونی اینقیلابدا، شیرین- وطن اوچون فرهاد

کولونگ وورموش اؤز باشینا، زامان- زامان، آذربایجان.



وطن عشقی مکتبینده جان وئرمگی اؤیرنمیشیک،

اوستادیمیز دئییب هئچدیر وطنسیز جان، آذربایجان.



قورتارماق چون ظالیملرین الیندن رئی شومشادینی،

اؤز شومشادین باشدان- باشا اولوب آل قان، آذربایجان.



یارب، ندیر بیر بو قدر اورکلری قان ائتمگین،

قولوباغلی قالاجاقدیر نه واختاجان آذربایجان؟



ایگیدلرین ایران اوچون شهید اولوب، عوضینه

درد آلمیسان، غم آلمیسان سن ایراندان، آذربایجان.



اؤولادلارین نه واختا دک ترکی- وطن اولاجاقدیر؟

ال- اله وئر، عوصیان ائله، اویان، اویان، آذربایجان.



بسدی فراق اودلاریندان کول الندی باشیمیزا،

دور آیاغا، یا آزاد اول، یا تامام یان، آذربایجان.



شهریارین اورگیده سنینکی تک یارالیدیر،

آزادلیقدیر منه ملحم، سنه درمان، آذربایجان.


 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM