![]() |
![]() |
|
| وطن منه اوغول دئسه نه غمیم! |
|
تورکان تورانی و آریانژادان ایرانی
سید حیدر بیات
آقای مهاجرانی در سایت خود مینویسد: «فردوسی شاهنامه را به محمود غزنوی تقدیم کرد تا کتاب بماند. او که یک نسخه بیشتر نداشت. اگر کتاب به دربار محمود نمی رفت، استنساخ نمی شد و نمی ماند. کتابی که در محتوا ضد محمود غزنوی بود و ترکان تورانی را نقد می کرد…به محمود اهدا شد. رندی شگفت انگیز فردوسی.» با خود میاندیشم که حضرت امام سجاد فرمود: الهی قوّ علی عبادتک جوارحی: خدایا جسمم را برای عبادت کردن به تو قوی دار. ما نیز باید از خدا بخواهیم برای پاسخ دادن به ترکستیزان جامعه مدنی، برایمان قدرت و حوصله عطا کند. قصه خبرگزاری مهر و خبر سراسر نادرستش راجع به کاشغری هنوز ذهنم را مشغول کرده بود که این سخن آقای مهاجرانی را در وبلاگ آنا یوردوم خواندم. در واقع این سخن را چند روز پیش نیز در همان وبلاگ خوانده بودم لیکن متوجه نشده بودم که به قلم آقای مهاجرانی نوشته شده است. لاجرم بعد از دیدن نام ایشان طبیعی بود که مسئله را جدی بگیرم. در اینکه قضایای تاریخی نیز مثل متون کلاسیک دینی و غیر دینی قابلیت خوانش جدید را دارند یا نه؟ و اصلا با چه معیاری میتوان آن قضایا را خوانش دوباره کرد خود بحث جداگانهایست و از این زاویه وارد بحث نمیشوم. اما در این میان یک برگ برنده در دست ماست که آقای مهاجرانی شاید آن را فراموش کرده باشد و شاید هم قضیه را آن قدر بدیهی بداند که هرگز بدان نیندیشیده باشد. قصه از این قرار است که روزی ترکان تورانی به قول آقای مهاجرانی بر این مملکت تسلط داشتند و شخص ترکستیزی چون فردوسی نیز میدانست که دربار او مامن کتاب و نوشته است و شاهنامه ضد تورانی خود را برای در امان ماندن به بارگاه همانان میبرد. لیکن بعد از قرنها این ترکان تورانی! به حاشیه رانده شدند و آریا نژادان اصیل ایرانی! به این ملک تسلط پیدا کردند و سرودند: باید آثاری که بر جا مانده از تورانیان گردد از این کشور و ملت به یکجا ریشهکن «شعر محمود افشار» و در همین راستا بود که کتابهای ترکی در خیابانهای تبریز تل انبار شده و سوختند. نسخههای خطی بسیاری امحا شدند و نسخ باقیمانده اکثرا در دسترس محققان قرار نگرفتند. شرق شناسان در حسرت نسخههای خطی ترکی موجود در ایران از جهان رفتند و امثال آقای ایرج افشار اجازه اعطای تصویر نسخههای خطی به آنان را ندادند و… تا اینکه نوبت به قهرمان داستان ما جناب آقای مهاجرانی رسید. آقای دکتر گونئیلی که نسخهای منقح و عالمانهای از کتاب ددهقورقود را در زمان وزارت آقای مهاجرانی منشتر کرده است میگفت: وزارت ارشاد از کتابهای نویسندگان نورچشمی خود هفتصد نسخه برای کتابخانهها میخرد و در کنار آن از تمامی کتابهای چاپ شده چهل یا بیست و پنج نسخه (تردید از نگارنده است) خریداری و برای مراکز مهم ارسال میکند. بنده میدانستم که آن هفتصد جلد را از من نخواهند خرید لاجرم برای فروش همان چهل نسخه به وزارت فخیمه رفتم و بعد از چندین بار سردوانیدن و دنبال نخود سیاه فرستادن گفتند: بخشنامه داریم که کتابهای ترکی را نخرید. من که شبیه این سخنان را در جاهای دیگر نیز شنیده بودم گفتم: اشکالی ندارد شما بخشنامه را نشان بدهید تا من رفع زحمت کنم. مسئول مربوطه که نمیتوانست بخشنامه شفاهی مقامات بالاتر و شاید آقای وزیر را نشان بدهد مجبور شد با اکراه تمام چهل نسخه را بخرد. به آقای گونئیلی گفتم: چهل نسخه ارزش ندارد که این همه وقت و اعصابتان را قبضه کند. گفت درست است لیکن من میخواستم کتاب به کتابخانهها و مراکز علمی برود. به ایشان نگفتم ولی با خود اندیشیدم که معلوم نیست که کتاب به کتابخانهها رفته باشد. به هر حال جناب آقای مهاجرانی! اگر واقعا همانگونه گفتهاید اگر دربار غزنویان مامنی برای کتابهای اندیشههای مخالف بود، طوبی به آن دربار. متاسفانه شما نتوانستید در این زمینه کارنامه قابل قبولی از خود ارائه دهید. شما حتی یوسف و زلیخای فردوسی را تحمل نمیکنید و اثری با آن درجه از زیبایی که علامه دهخدا را به تصحیح واداشت در دفتر دستک شما خوار شمرده میشود. دیگر اینکه ترکان تورانی! ترکیب جدیدی است برای تحقیر ترکان به گونهای که ترکان ایرانی! ناراحت نشوند. وبلاگ آنا یوردوم: http://anayurdumla.blogspot.com وبلاگ آنا یوردوم نیز یادداشتی در این زمینه دارد که اگر مراجعه کنید مفید است. لینک مطلب آقای مهاجرانی در سایت مکتوب: http://mohajerani.maktuob.net/archives/۲۰۰۸/۰۵/۱۴/۱۰۴۷.php |
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
حیاتین بیر آمان سیز قانونی وار .... تعصوب سیز میللت گرک خوار اولسون....بولود قاراچورلو (سهند)
.................................. نیه گرگ اوز دیلینی اتا تورک اوز دیلینه اوزگه دیلی قاتا تورک نه گهدر اتسادا اغریم ازاریم گهنهده اد اچیب قالجییام من بابک اولادییام نبی نسلی یم یاغینی تختینن یالاجییام من اغی اذر بایجان بالاسییام من یاغیلار من اوچون ورسه لر زحمت ساتغیننار یاغیلار ویر سالار منت گره دیر گور سه دم شانلی لیاقت بابکین سینمییان قالاسییام من اغی اذر بایجان بالاسییام من تورک اودو کی انا دیلین اتماسین یاد دیله رین گولگه سینده یاتماسین اذر بایجان اولکه سینی ساتماسین انضاف ده ییل بابک یوردو ساتیلسین تورک دیلینه باشقا دیللر قاتیلسین اذر بایجان ستار خانلار وریبدیر کور اوغلوتک قهرمانلار وریبدیر حق اوستونده چوغلو قانلار وریبدیر انصاف دییل اودلار یوردو ساتیلسین تورک دیلینه باشقا دیللر ساتیلسین .................................. ......................... کؤنولوم قوشو قاناد چالماز سنسیز بیرآن، آذربایجان، خوش گونلرین گئتمیر مودام خیالیمدان، آذربایجان. سندن اوزاق دوشسم ده من عشقین ایله یاشاییرام، یارالانمیش قلبیم کيمى، قلبی ویران آذربایجان. بوتون دونیا بیلیر سنین قودرتینله، دؤولتینله آباد اولوب، آزاد اولوب مولکی ایران، آذربایجان. بیسوتونی اینقیلابدا، شیرین- وطن اوچون فرهاد کولونگ وورموش اؤز باشینا، زامان- زامان، آذربایجان. وطن عشقی مکتبینده جان وئرمگی اؤیرنمیشیک، اوستادیمیز دئییب هئچدیر وطنسیز جان، آذربایجان. قورتارماق چون ظالیملرین الیندن رئی شومشادینی، اؤز شومشادین باشدان- باشا اولوب آل قان، آذربایجان. یارب، ندیر بیر بو قدر اورکلری قان ائتمگین، قولوباغلی قالاجاقدیر نه واختاجان آذربایجان؟ ایگیدلرین ایران اوچون شهید اولوب، عوضینه درد آلمیسان، غم آلمیسان سن ایراندان، آذربایجان. اؤولادلارین نه واختا دک ترکی- وطن اولاجاقدیر؟ ال- اله وئر، عوصیان ائله، اویان، اویان، آذربایجان. بسدی فراق اودلاریندان کول الندی باشیمیزا، دور آیاغا، یا آزاد اول، یا تامام یان، آذربایجان. شهریارین اورگیده سنینکی تک یارالیدیر، آزادلیقدیر منه ملحم، سنه درمان، آذربایجان. |
|
RSS
|