تبليغاتX
بوز قورد


بوز قورد

وطن منه اوغول دئسه نه غمیم!

 از دیگر خصوصیات زبان ترکی
 زبان ترکی از طرف زبانشناسان به عنوان سومین زبان قانونمند و توانمند دنیا شناخته شده است و حتی یکی از تورکولوژهای به‌نام، زبان ترکی را اعجاز غیربشری معرفی کرده است.
 زبان ترکی حدود 24000 فعل دارد که در فارسی بیش از 5000 نيست.
 حدود 1650 لغت ترکی آذربایجانی شناخته شده است که دارای لغات مستقلی در فارسی نیست. مانند یایخالاماق، یوبانماق، یودورتماق و… .
 چند هزار واژه با ریشه‌ي ترکی در زبان فارسی موجود است که از این لغات بیش از 600 واژه جزو کلمات مصطلح و روزمره است. مانند آقا، خانم، سراغ، بشقاب، قابلمه، دولمه، سنجاق، اتاق، من، تخم، دوقلو، باتلاق، اجاق، آچار، اردک، آرزو، سنجاق، دگمه، تشک، سرمه، فشنگ، توپ، تپانچه، قاچاق، گمرگ، اتو، آذوقه، اردو، سوغات، اوستا، الک، النگو، آماج، ایل، بیزار، تپه، چکش، چماق، چوپان، چنگال، چپاول، چادر، باجه، بشگه، بقچه، چروک،… .

بسيار مهم است كه يادآور شويم بیان حقیقت مزایای زبان ترکی نسبت به فارسی بر اساس دلایل علمی، دلیل بر برتری ملت ترک بر فارس نمی‌شود و چنین منظوری نیز در این نوشته مد نظر نیست، بلکه هدف افشای حقایقی است که80 سال مغرضانه براي تحقیر و نابودی ملت ما کتمان و تحریف شده است.

نوشته شده در جمعه بیست و هشتم اردیبهشت 1386ساعت 20:21 توسط بهرسدو| |


دو نظرگاه عمده در مورد تاریخ ترکان ایران وجود دارد که اصولاً با هم تناقضی نیز ندارند:
نظریه‌ي نخست:
سرزمین اصلی ترکان آسیای میانه مناطق بین کوه‌های اورال و آلتای بوده است که اولین مهاجرت ترکها به آذربایجان در قرن هفتم پيش از میلاد همراه با قوام ایسکیت – سکاها صورت گرفت. مهاجرت های بعدی در قرن های چهارم و پنجم میلادی با آمدن هون‌ها اتفاق افتاده است. ترکان قدیم بلغار، خزر،آغاجری،کنگر،بارسیل، آوار و سایبرها که بعضی به اروپای شرقی هم مهاجرت کرده‌اند، به آذربایجان آمده و دراینجا سکونت نمودند. در زمان انوشیروان (که خود از طرف مادری فرزند شاهزاده‌ي آغ‌هون‌ها (هپتالیت‌های زردپوست) بود نیز عده‌ای از اقوام ترک در آذربایجان اسکان داده شدند. از قرن هفتم میلادی عده‌ای از قبایل اوغوز ابتدا به خراسان و از آنجا به آذربایجان کوچ کردند. در قرن دهم میلادی عده‌ای از ترکان خزر بعد از مغلوب شدن در برابر روس‌ها به آذربایجان آمدند. از اواخر قرن نهم میلادی به بعد از آسیای میانه قبایل پچه‌نک، اوغوز و قيبچاق از مسیر شمال دریای خزر به غرب کوچ کردند و عده ای از آنها هم به آذربایجان آمدند. مهاجرت انبوه ترکان به ایران، خصوصاً به آذربایجان در زمان سلاجقه انجام گرفت. با حمله مغول‌ها نیز تعدادی از اقوام ترک به صورت قسمتی از سپاهیان مغول به ایران مهاجرت کردند.
نطریه‌ي دوم: بر اساس این نظریه ترکان در ایران تاریخی هفت هزار ساله دارند و زبان ترکی از نظر زبان‌شناسی ادامه زبان‌های مادر سومری و ایلامی است. زبان‌های ایلامی و سومری همانند زبان‌های ترکی جزو زبان‌های التصاقی است و اشتراکات واژگاني متعددي نیز بین زبان‌های سومری و ایلامی و ترکی موجود است. تمدن ایلام در جنوب غرب ایران با تهاجم هخامنشیان به ایران برچیده شد یکی از متمدن‌ترین تمدن های ایران از 3000 سال پيش از میلاد بوده است. حکومت هخامنشیان و حتی دربار هخامنشیان نیز بر روی ویرانه‌های این تمدن نهاده شد. دربار هخامنشی که در ابتدا از خود خط و نوشتاری نداشت از خط و زبان ایلامی‌ استفاده می‌کرد. سومری‌ها نیز از 5000 سال پيش از میلاد تا سال 2000 پيش از میلاد که توسط آشوری‌ها و بابلی‌ها نابود شدند شاید اولین تمدن دنیا را در بین‌النهرین در عراق فعلی تأسیس کرده بودند. سومری‌ها اولین مبدعین خط و قانون محسوب می‌شوند. بر اساس این نظریه ریشه‌ي ترکان ایران را می‌توان در عبور اقوام سومری و ایلامی از منطقه‌ي آذربایجان و سکونت احتمالی در این منطقه و دیگر مناطق ایران و سکونت دیگر اقوام التصاقی‌زبان (غیر هند و ایرانی زبان) نظیر هوری‌ها، آراتتاها، کاسسی‌ها، قوتتی‌ها، لولوبی‌ها، اورارتوها، ایشغوزها، مانناها، گیلزان‌ها و کاسپی‌ها در منطقه‌ي آذربایجان و ایران جست.
البته احتمال این که فقط مهاجرت‌های مؤخر طبق نظریه‌ي نخست از ناحیه آسیای میانه به ناحیه‌ي آبادتر و احتمالاً پرجمعیت‌تر آذربایجان موفق به تغییر بافت منطقه آذربایجان شده باشد، کم بوده و ترکیبی از هر دو نظریه محتمل‌تر است. یعنی اجداد ترکان، نخستين مهاجرین یا اولین ساکنین منطقه بودند که با آمدن دیگر اقوام ترک، زبان و فرهنگ آنها تکوین یافته است. البته نظریه‌های تحریفی و مغرضانه دیگری نیز وجود دارد که طبق آنها ترکان اقلیتی مهاجم و تجاوزگر نمایانده می‌شوند که به زور زبان خود را در ایران تحمیل کرده‌اند! در ادامه مطلب به نقد این نظریات و رد آنها خواهیم پرداخت.




















نوشته شده در جمعه بیست و هشتم اردیبهشت 1386ساعت 20:20 توسط بهرسدو| |

 ترکان دنیا
ترکان دنیا در وسعتی از سیبری تا بالکان عمدتاً در کشورهای قزاقستان، ازبکستان، قرقیزستان، ترکمنستان، روسیه، چین، جمهوری آذربایجان، افغانستان، ایران، ترکیه و عراق و به صورت پراکنده در برخی کشورهای دیگر زندگی می‌کنند. بنا به لینگواسفر در سال 2000 خانواده زبان‌های ترکی، زبان‌های ترکی، زبان تقریباً 150 میلیون نفر در آسیا و اروپا و شاخه ترکی جنوبی (شامل سه لهجه عمده: ترکی آناتولی، ترکی آذربایجانی و ترکی ترکمنی‌زبان) اقلاً 98 میلیون نفر در خاورمیانه، قفقاز، آسیای میانه، و شبه جزیره بالکان – اروپا بوده است. در همین سال زبان فارسی (سه لهجه عمده‌ي آن: فارسی(ایران)، دری(افغانستان)و تاجیکی‌زبان تقریباً 40 میلیون نفر در خاورمیانه و آسیای میانه بوده است. درحال حاضر 28 لهجه یا زبان ترکی در مناطق مختلف زبان رسمی مردم بوده و در حدود 20 لهجه یا زبان ترکی دارای کتابت و ادبیات کتبی است
نوشته شده در جمعه بیست و هشتم اردیبهشت 1386ساعت 20:17 توسط بهرسدو| |

 تاریخ ترکان و زبان ترکی
علاوه برزبان سومری که در برخی محافل زبانشناسی به عنوان ریشه زبان ترکی (یا پروترک) مطرح است، مراحل دیگر تکوین زبان ترکی شامل دوران ترکی اولیه (شامل ترک‌های هون، بلغار،بچنَک و خزراز پيش از میلاد تا قرن ششم میلادی، ترکی قدیم (دوران گؤک‌ترک و اویغورها) از ششم تا هشتم میلادی، ترکی جدید (شامل ترکی عثمانی، آذربایجانی، جغاتی – اوزبکی و… از قرن شانزدهم تا عصر جدید است. به نظر بعضی محققین کلمه ترک نام قبیله موسس حکومت گوک ترک در 552 میلادی یعنی شخص آشینا بوده است و بعد از آن به کل ملتی که به زبان آنها سخن می گفتند منسوب شده است.
ترکان اوغوزOguz (اوق = ایل + اوُز علامت جمع در ترکی قدیم) از قبایل مهم ترک‌ها بوده‌اند و امروزه اکثر ترکان غربی (ترکان ایران، ترکیه، آذربایجان، ترکمنستان، عراق، سوریه، قبرس و بالکان از نسل ترکان اوغوز هستند. اوغوزها پس از پذیرش اسلام، به ایران و آناتولی مهاجرت کردند و دولت‌های اسلامی بزرگی چون سلجوقی‌ها و عثمانی‌ها را تشکیل دادند. از ترکان قدیم داستان‌ها و افسانه‌های متعددی باقی مانده است، نظیر داستان‌های آفرینش، آلپ‌آرتونقا، شو، اوغوزخان، بوزقورد و ارگه‌نه‌قون. داستان بوزقورد (گرگ خاکستری از معروفترین این داستان‌ها) حکایت نسل رو به انقراض قبیله‌ای ترک در اثر حمله دشمن است که با ازدواج یک گرگ با باقی این قبیله دوباره ادامه پیدا می‌کند. بوزقورد از قدیم‌الایام به عنوان مهمترین سمبل ملت ترک شناخته شده است. به داستان‌های بعد از اسلام نظیر داستان‌های ساتوق بوغراخان، ماناس، چنگیزنامه، و دده‌قورقود نیز می‌توان اشاره کرد. حماسه دده‌قورقود به عنوان یک داستان ترکان غربی خصوصاً ترکان آذربایجان از اهمیت بیشتری برخوردار است که در مباحث دیگر به آن می‌پردازیم. ادبیات کتبی ترکی بدون در نظر گرفتن دوران پروترک یا زبان سومری با سنگ نوشته‌های یئنی‌سئی در آسیای میانه قدیمي‌‌تر از همه است. این سنگ‌نوشته‌ها با الفبایی متشکل از 159 علامت نوشته شده است که مختص ترکان قیرقیز و اوغوز بود. در سال 1970 میلادی نیز در ایسیک‌گول قزاقستان طَبَق سیمینی از قبر شاهزاده‌ای کشف شد که بر روی آن دو سطر با حروف اورخون و به ترکی قدیم نوشته شده بود: «پسر پادشاه در 23 سالگی از دنیا رفت؛ سر مردم ایسیک به سلامت باد». قدمت این نوشته به وسیله‌ي رادیوکربن و با تحقیقات دانشمندان شوروی (سابق)500 سال پيش از میلاد مسیح تشخیص داده شد.

نوشته شده در جمعه بیست و هشتم اردیبهشت 1386ساعت 20:16 توسط بهرسدو| |

 ریشه‌ي زبان ترکی
زبان ترکی آذربایجانی جزو شاخه‌ي غربی زبان‌های آلتاییک است و آن هم جزو دسته اصلی زبان‌های اورال‌آلتاییک است. ترکی استانبولی و ترکی ترکمنی نیز جزو شاخه‌ي غربی (در بعضی تقسیم‌بندی‌ها شاخه‌ي جنوبی) زبان ترکی محسوب می‌شود. ترکی قزاقی، قیرقیزی، اوزبکی و اویغوری نیز جزو شاخه زبان‌های اورالیک حساب می‌شوند.
بر اساس نظریه‌ي اول ترکی آذربایجانی از اختلاط لهجه‌های اوغوز و قبچاق و ترکی شرقي اویغوری به وجود آمده است که در زمان امیرتیمور و بعد از آن با آمدن ایلات ترک آناتولی (شاملو، روملو، استاجلو، قاجار، افشار و…) به آذربایجان عنصر اوغوز در ترکی آذربایجانی بیشتر شد.

از دید زبانشناسی زبان‌های دنیا به دسته‌های زیر تقسیم می‌شوند.
زبانهای تک هجایی: مانند زبان چینی، کلمات از یک هجا به وجود می‌آیند و جمله از تسلسل یک رشته کلمات تک‌هجایی تشکیل می‌شود و معنی آن در همان رشته کلمات مفهوم می‌شود.
زبان‌های التصاقی: علاوه بر ریشه‌ي کلمات که از یک یا چند هجا تشکیل می‌یابند، ادات پیوندی وجود دارد. این پیوندها با پیوستن به ریشه‌ها کلماتی با مفاهیم مستقل ساخته و یا ضمن الحاق به کلمات و الفاظ تصریف و حالت‌پذیری آنها را در کلام میسر می‌سازد. مثل سئو + یش + مک = سئویشمک. در این زبان‌ها مانند ترکی به عنوان یک زبان التصاقی پسوندی و اکثر زبان‌های اورال‌آلتاییک ریشه‌ي کلمات تغییر نمی‌کنند. این زبان‌ها بیشتر قاعده‌مند هستند.
زبان‌های تحلیلی: این زبان‌ها از الحاق پسوند و پیشوندها به اول و آخر ریشه کلمات تشکیل می‌شوند. منتها در جریان ترکیب و تصریف غالباً در ساختمان خود ریشه نیز دگرگونی‌هایی روی می‌دهد مثل مي‌رفتم و مي‌روم یا went , go . اکثر زبان‌های سامی نظیر عربی از این دسته هستند. دگرگونی ریشه در این زبان‌ها آنها را به سوی بی‌قاعدگی سوق می‌دهد. می‌بینیم که زبان فارسی و ترکی نه تنها از نظر لغوی و گرامری باهم متفاوت هستند بلکه از لحاظ ساختاری نیز در دو دسته‌ي کاملاً مجزا قرار گرفته‌اند.

نوشته شده در جمعه بیست و هشتم اردیبهشت 1386ساعت 20:14 توسط بهرسدو| |

مشخصات زبان ترکی
زبان‌های اورال‌آلتاییک مانند ترکی با مشخصات زیر از زبان‌های هند و اروپایی نظیر زبان فارسی متمایز می‌شوند.
1- در بین صداهای کلمات هم‌آهنگی اصوات موجود است،
2- در این زبان‌ها جنس و حرف تعریف موجود نیست،
3- صرف به وسیله اضافه کردن پسوند انجام می‌شود (آپار + دیم ، آپار + دین،…)،
4- در صرف اسماء پسوند ملکی به کار مي‌رود (آپار + دیغیم)،
5- اشکال افعال غنی و متنوع است، 6- حرف جر بعد از کلمه می‌آید (ائودن = از خانه)،
7- صفت پيش از اسم می‌آید (گؤزل قیز)،
8- پس از اعداد علامت جمع به کار نمي‌رود،
9- مقایسه با مفعول منه انجام می‌گیرد (من‌دن اوجا)،
10- برای فعل معین به جای داشتن از فعل بودن (ایمک) استفاده می‌شود،
11- پسوند سؤال موجود است (گلدین‌می؟)، و
12- به جای حرف ربط از اشکال فعل استفاده می‌شود (گئتدي‌ییم یئر = جایی که رفتم – که به غلط بعضا می‌گوییم او یئر کی گئتدیم).

نوشته شده در جمعه بیست و هشتم اردیبهشت 1386ساعت 20:13 توسط بهرسدو| |

خط زبان ترکی

 در مورد خط ترکی باستان در سنگ نوشته‌های یئنی‌سئی و اورخون در 1400
سال و ایسیک‌گول در 500 سال پيش از میلاد سخن رفت که به عقیده زبانشناسان خطوط ابداعی خود ترکان بوده و از هیچ خط دیگری اقتباس نشده است. ترکان با پذیرش دین اسلام خط عربی را جایگزین خط باستانی خود کردند (نظیر زبان فارسی که با الفبای عربی نوشته می‌شود). با به‌روي‌کارآمدن حکومت جمهوری در ترکیه، مردم این کشور الفبای لاتین را جایگزین خط عربی کردند. آذربایجانی‌های شمال آراز نیز ابتدا در محدوده سال 1929-1939 به مدت ده سال زبان خود را به لاتین نوشتند سپس به دستور استالین، خط جمهوری‌های ترک‌زبان اتحاد شوری (سابق) به کریل (سیریلیک) تبدیل شد. لاکن این جمهوری‌ها پس از استقلال دائمی خود در سال 1991 الفبای خود را دوباره به لاتین برگرداندند. آثار مکتوب زیادی به زبان ترکی و به دو الفبای عربی و لاتین از 1000 سال پیش به جای مانده است. بنا به دلایلی بسیار، الفبای لاتین از الفبای عربی سریعتر فراگرفته می‌شود و خواندن و نوشتن به آن راحت‌تر است. خصوصاً این خط برای ترکی که در آن تعدد اصوات موجود است مناسبتر به نظر مي‌رسد. خط لاتین ترکی آذربایجانی با چند حرف اضافي (Ә, x, q,) یعنی (اَ، ق، خ) اندکی با خط لاتین ترکی استانبولی متفاوت است. متأسفانه در ایران استفاده از خط لاتین برای زبان ترکی به دلایل سیاسی محدود شده است.

نوشته شده در جمعه بیست و هشتم اردیبهشت 1386ساعت 20:12 توسط بهرسدو| |

قدرت و امکانات زبان ترکی آذربایجانی
 هماهنگی اصوات یکی از زیباترین خصوصیات زبان ترکی است که باعث راحتی تلفظ و خوش‌آهنگی آن می‌شود. در زبان ترکی صداهای خشن نمی‌توانند در ریشه‌ي یک کلمه با هم مخلوط شوند و با همان ترتیب فوق در کلمه می‌آیند. مانند Ayriliq، کلمات خارجی نیز حتی‌المقدور تحت تاثیر این قانون جالب قرار می‌گیرند. مانند واژه‌ي عربی حسین (Hoseyn) که در ترکی Hüseynو واژه‌ي عربی عباس (Әbbas) که در ترکی (Abbas) گفته می‌شود. ترک‌ها هنگام فارسی صحبت کردن نیز ناخودآگاه از این قانون طبیعی زبان خود پیروی می‌کنند.
 پسوندهای ترکی بسیار غنی و متنوع است نظیر چی، لی، سیز، لیق،… و امکانات واژه‌‌سازی و غنای این زبان را بالا می‌برد.
 در زبان ترکی کلماتی با اختلاف جزئی در معانی موجود است که در فارسی نیست، مثلاً برای انواع دردها کلمات آغری، آجی، سیزی، یانقی، زوققو، سانجی، گؤینمک، گیزیلده‌مک و اینجیمک به کار مي‌رود که هر کدام درد به‌خصوصی را بیان می‌کنند.
 کلمات ترکی بر خلاف فارسی انعطاف زیادی برای اصطلاح‌سازی دارند به عنوان مثال از کلمه‌ي دیل به معنی زبان در ترکی 36 اصطلاح و تعبیر موجود است: دیل آچماق، دیل‌آغیز ائتمک، دیلی توتولماق و…
 علاوه بر غنای لغوی، تحرک و قابلیت واژه‌سازی، بیان مفاهیم جدید و غنای مفاهیم مجرد و همچنین تنوع بیان و قدرت بیان تفرعات و تفاوت‌های جزئی کلام از دیگر عوامل غنای زبان ترکی است. به همین دلیل و به اعتراف زبانشناسان، نثر زبان ترکی برای بیان اندیشه و مفاهیم و موضوعات مختلف علمی و فلسفی و اجتماعی رساتر و مناسب تر از بسیاری زبان‌های دیگر است.
 افعال ترکی از نظر وجوه و زمان‌های متعدد بسیار غنی است، ترکیب این وجوه و زمان‌ها منجر به 50 شکل مختلف برای بیان حالات مختلف می‌شود. مثلاً در فارسی به جای گلیردیم و گَلَردیم فعل می‌آمدم به کار مي‌رود یا برای حالت‌هایی چون گله‌جکدیم (قرار بود بیایم) و گلسئیدیم (اگر می‌آمدم) در فارسی افعال واحد و مستقلی وجود ندارد.
 افعال ترکی همه با قاعده‌اند، جز فعل ناقص ایمک به معنی بودن.
 افعال متعدی در ترکی به‌سادگی با اضافه کردن پسوند به افعال لازم ساخته می‌شود: اوخشاماق = شبیه بودن، اوخشاتماق = 1- شبیه کردن 2- شباهت دادن. افعال متعدی درجه دو و درجه سه نیز در ترکی قابل ساخت است: گؤرماق = انجام دادن (متعدی)! گؤردورماق = به وسیله‌ي کسی انجام دادن (متعدی درجه دو)، گؤردوتدورماق = وسیله‌ي انجامِ كاری را فراهم کردن (متعدی درجه سه).
 ترکیب پسوندها و حالات افعال در ترکی به خلق کلماتی منجر می‌شود که بیان آنها در زبان فارسی با یک یا چند جمله مقدور است. مثال:
سئویشدیرمه‌لی‌ییک (یک فعل در ترکی) = آنها را باید وادار کنیم که همدیگر را دوست داشته باشند (دو جمله در فارسی).
نوشته شده در جمعه بیست و هشتم اردیبهشت 1386ساعت 20:10 توسط بهرسدو| |

مقايسه‌ي ترکی رایج در ایران، جمهوری آذربایجان و ترکیه
همانطورکه بيان شد، ترکی رایج در ایران به سه گروه عمده آذربایجانی، ترکمنی، خراسانی و گروه‌های خلجی، قزاقی، اویغوری و ازبکی تقسیم می‌شود. ترکی رایج در جمهوری آذربایجان، تركي آذربايجاني است.
زبان‌ها با سه رکن اساسی با هم قابل مقایسه هستند:
 دستور زبان،
 لغات اصلی مانند (مادر، آب، کو، …) و
 لغات دسته دوم (نظیر لغات علمی و سیاسی،…).

دو رکن اول ارکان اصلی زبان هستند که تغییر آنها قرن‌ها زمان می‌طلبد، ولی گروه سوم لغات ناشی از پیشرفت روزمره‌ي بشریت است که از عمر آنها زیاد نمی‌گذرد. مقایسه‌ي دو زبان بر اساس واژه‌هاي دسته دوم و حکم دادن بر شباهت و تفاوت دو زبان درست نيست! ترکی آذربایجانی رایج در دو طرف رودخانه آراز هر دو یک لهجه‌ي واحد از یک زبان هستند که دو رکن اول آنها دقیقاً یکی است و تفاوت‌های موجود به خاطر ورود لغات فارسی و عربی در زبان ترکی این سوی آراز به خاطر سیاست‌های ترک‌ستیزی از اوایل حکومت پهلوی و اجباری بودن آموزش به زبان فارسی از ابتدایی تا دانشگاه برای ترکان ایران به جای آموزش به زبان مادری، عدم امکان تکوین لغات ترکی علمی و سیاسی و… و در نتیجه فراموشی بعضی لغات است. دلایل نسبتاً مشابهی نیز در آن سوی آراز باعث نفوذ زبان روسی در ترکی شده است. زبان‌های ترکی آذربایجانی و ترکی استانبولی به لحاظ زبانشناسی دو لهجه متفاوت از یک زبان هستند که با گذشت زمان تبدیل به دو زبان با ادبیات مخصوص به خود اما بسیار نزدیک به هم شده است، شبیه آنچه برای زبان انگلیسی بریتانیایی در حال روي دادن است. دستور زبان ترکی آذربایجانی و ترکی استانبولی تقریباً یکی است، میزان اشتراک لغات اصلی هم بسیار زیاد است و موارد متفاوت موجود اکثراً ریشه‌ي مشترک دارند، تفاوت بیشتر در لغات دسته دوم است. علاوه بر تفاوت‌ها نیز شده است، چنان‌كه اگر به عنوان مثال یک ترک ایرانی زبان مادری خود را به طور صحیح بیاموزد در درک ترکی آناتولی مشکل زیادی نخواهد داشت.

نوشته شده در جمعه بیست و هشتم اردیبهشت 1386ساعت 20:8 توسط بهرسدو| |


ادبیات زبان ترکی آذربایجانی

متاسفانه شاید به خاطر سانسور و تحریف حقایق تاریخی، ترکان ساکن ایران و دیگر ملت‌های ایرانی تصور کنند که شهریار تنها شاعر ترک آذربایجانی است، یا این که شعرای آذربایجانی همچون نظامی و شمس و قطران فقط به زبان فارسی می‌نوشتند. اما این‌چنین نیست. شعرای زیادی به زبان ترکی آذربایجانی شعر گفته و نویسندگان زیادی به این زبان نوشته‌اند.
کتاب دده‌قورقود با شهرت جهانی معروفترین اثر حماسی ترکان به‌خصوص ترکان آذربایجان است. در حالی که یونسکو سال 1999 را به نام سالِ جهانيِ دده‌قورقورد نامگذاری می‌کند ما از وجود چنین اثری بی‌خبر هستیم. سه نسخه‌ي دست‌نویس دده‌قورقود با كاتبان نامشخص در کتابخانه‌های درسدن، واتیکان و برلین موجود است. اگرچه تاریخ کتابت آن را بعضی از محققین به قرن 11 میلادی (پنجم هجری) و بعضی دیگر به 15 میلادی نسبت می‌دهند، اما داستان‌های آن مربوط به قرون 9- 10میلادی و حتی قدیمی‌تر است.
کتاب دده‌قورقود با 12 داستان آن از قدیمی‌ترین آثار ادبیات شفاهی جهان به شمار مي‌رود. کتاب دده‌قورقود داستان‌های اقوام اوغوز را بازگو می‌کند و مهمترین وقایع تاریخی این داستان‌ها در آذربایجان و قسمت شرقی آناتولی رخ داده و در آن از قهرمانی‌ها و ویژگی‌های قومی مردم این سرزمین سخن رفته است. قهرمان اصلی دوازده داستان این حماسه، دده‌قورقود آشیقی است که نقش ریش‌سفید قوم را دارد و با نصیحت‌های باارزش و انسانی خود چراغ راه قبیله خود می‌شود. برخلاف شاهنامه‌ي‌ فردوسی كه مدحنامه شاهان باستانی است و دست‌آویز نژادپرستان دشمن ترک و عرب، دده‌قورقورد حماسه‌ای مملو از افکار و احساسات والای انسان‌دوستانه است.
اولین رمان مکتوب ادبی ترکی آذربایجان متعلق به قرن سیزده میلادی و اشعار حسن‌اوغلو و نصیر باکویی است. اثر منظوم ترکی این زمان نیز صحاح‌النجم اثر هندوشاه نخجوانی است. در قرن چهاردهم میلادی شاهد شاعران بزرگی چون نسیمی، قاضی برهان‌الدین و ضریر هستیم. نسیمی عارف و فیلسوف بانی فرقه حروفیه را می‌توان مؤسس معماری شعر آذربایجان شمرد. شاه اسماعیل ختایی و فضولی دو شاعر توانای قرن پانزدهم میلادی هستند. فضولی شهرتی جهانی دارد و اشعارش به زبان‌های مختلف ترجمه شده است. اگر چه دیوان وی از سال 1280 [؟] شش بار در تبریز چاپ شده است، اما دریغ از یک بیت او در کتاب‌هاي درسی جدید ما!
از شاعران ترک قرون 16،17 می‌توان از صائب تبریزی، قوسی تبریزی، تاثیر، امانی و شاه عباس ثانی نام برد. واقف و آقامسیح شیروانی نمونه‌ای از شعرای قرن 18 هستند. در قرن 19 نیز شاهد شاعران به‌نامی چون نباتی و هیدجی، تئلیم خان ساوه‌ای، مأذون قشقاقی و شکوهی مراغه‌ای هستیم. دهها شاعر دیگر چون حقیقی و شیخ قاسم انوار و حبیبی و صراف و… و ادیبان معاصری چون معجز شبستری، ساهر، سهند، حداد، کریمی مراغه‌ای و شهریار…، را که علیرغم سرکوب شدید زبان ترکی در دوران پهلوی به ترکی شعر گفته‌اند، نیز می‌توان نام برد.
از آثار ترکی قدیم معروف در ایران به دیگر لهجه‌های ترکی می‌توان به کتب دیوان لغات ترک (قرن پنجم هجری و اولین کتاب زبانشناسی دنیا و قوتادغو بیلیک، نهج‌الفرادیس، عتبه‌الحقایق و آثار ارزشمند علیشیر نوایی (قرن نهم هجری) اشاره کرد. اگر بخواهیم گنجینه‌ي ادبی معاصر آذربایجان شمالی را نیز به آن اضافه کنیم باید از ادیبان بزرگی چون میرزافتحعلی آخوندزاده، جلیل محمد قلی‌زاده، علی اکبر صابر، حسین جاوید، جعفر جبارلی، سلیمان رستم، صمد وورغون، میکاییل مشفق، خلیل رضا، بختیار وهابزاده و … نام برد. ادبیات ترکی در همسایه‌ي غربی‌مان ترکیه با شهرتی جهانی مایه‌ي افتخار و منبع الهامی برای دیگر ترکان است. می‌توان به نویسندگان و شاعرانی چون یونس امره، یاشار کمال، اورهان پاموک، عزیز نسین، ناظم حکمت و… اشاره کرد.
به ادبیات کتبی اشاره کردیم، گریزی نیز به ادبیات شفاهی غنی آذربایجان که اصولاً با ادبیات شفاهی دیگر ملت‌ها خصوصاً ملت فارس قابل مقایسه نیست مي‌زنيم. بایاتی‌ها یا اشعار شفاهی آذربایجان به‌تنهایی گنجینه‌ای است بسیار ارزشمند که می‌توان از آن به عنوان آیینه‌ي ملت ترک آذربایجان نام برد. ادبیات و موسیقی آشیق‌ها با قدمتی چندین‌هزارساله جایگاه و تقدس خاصی بین ترک‌ها و آذربایجان دارد که مشابه آنرا شاید کمتر بتوان در نزد ملت‌های دیگر یافت. آتالار سؤوز یا امثال و حِكَم زبان ترکی که عموماً پندهایی عاقلانه و انسانی است از هویت ملتی متفکر و انسان‌دوست سخن می‌گوید. آغی‌لار (مرثیه‌ها) و لای‌لای‌لار نیز قسمتی از ادبیات شفاهی ما را تشکیل می‌دهند. داستان‌های اساطيري چون دده‌قورقود، کوراغلو، آرزی و قمبر، عباس و گولگز، عاشیق‌غریب، قاچاق نبی، … از غنای ادبیات شفاهی ما سخن می‌گویند. ادبیات شفاهی غنی آذربایجان از قدمت و اصالت این ملت روایت می‌کند.
همانطور که شرح داده شد، بر خلاف ادعای جاعلین تاریخ که مدعی‌اند زبان ترکی زبان کتابت نیست و آن را در حد یک لهجه یا گویش فقط برای تکلم تقلیل می‌دهند، می‌بینیم ادبیات شفاهی و کتبی ما دارای قدمتی چندهزارساله و یا پیشینه‌ای بسیار قدیمتر از زبان فارسی است! به عنوان شاهدی دیگر باید ذکر شود که در فاصله‌ي بین سال‌های 1830-1890 یعنی پيش از ظهور دشمنان زبان ترکی آذربایجانی كتاب‌هايي در 20 شهر مختلف چاپ شده است که از این آثار چاپ 43 اثر در تبریز و 37 اثر در تفلیس بوده است. آیا انکار کنندگان زبان ما می‌توانند این آثار را نیز ناشی از تحرکات پان‌ترکی در آن زمان محسوب کنند!؟

نوشته شده در جمعه بیست و هشتم اردیبهشت 1386ساعت 20:2 توسط بهرسدو| |

حمایت جمعی از دانشگاهیان 13 کشور از حرکت ملی آذربایجان


بیانیه "فاشیستها را متوقف کنیم!" توسط جمعی از دانشگاهیان13 کشور امضاء شده است.
این بیانیه که در دفاع از حرکت ملی آذربایجان و بخصوص وضعیت نگران کننده زندانیان سیاسی تورک در زندانهای مختلف ایران صادر گردیده توسط برخی از دانشگاهیان کشورهای جمهوری آذربایجان، جمهوری اسلامی افغانستان (تورکهای بند تورکستان)، جمهوری اسلامی ایران (تورکهای آذربایجان جنوبی، تورکمنستان جنوبی، خلجستان و قشقایستان)، جمهوری تاجیکستان، جمهوری تورکمنستان، جمهوری تورکیه، جمهوری خلق چین( اویغورهای تورکستان شرقی)، جمهوری عربی سوریه (تورکمن های بندر لاذقیه)، جمهوری تورک قبرس، جمهوری قزاقستان، جمهوری گرجستان(تورکهای آهیسکا)، جمهوری فدراتیو روسیه (تورکهای جمهوری خودمختار تاتارستان) و جمهوری فدرال عراق(تورکمن ائلی) امضاء شده است.
در(مطلبین قالانیندا)بخوانید
ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه بیست و هشتم اردیبهشت 1386ساعت 19:10 توسط بهرسدو| |

21 آذر
نيگار خياوي             nigar_xiyavi@yahoo.com


چؤللره دوشموشم؛ هاوا گليب باشيما آي ائللر!
دئمه يين هاوامي ايتيرميشيم؛ گولمه يين منه


گونلرين بير گونو گلدي بير كيشي
جان جان دئييب
باشلاديق آغير بير ايشي
او گوندن بري 58 يول دارا چكيلديك
ايليم ايليم ايتيليب٬ سورگون سورولدوك


دئمه يين هاوامي ايتيرميشيم؛ گولمه يين منه
بير گون گلين كؤچوردوم
او گونه دك 33 يول واغزاليني دارا چكميشديلر
آتام باربار باغيردي
آغ گرده ييمه قارادان اؤرپك سالدي
دئدي : «واغزالي سيز گلين كؤچمز
بو توي٬ بو دويون آخير بره بيتيرمز
منيم قيزيم هاواسيني ايتيرمز»


قينامايين آي ائللر؛ گولمه يين منه
دئمه يين اؤزومو ايتيرميشم
اؤزومدن اؤزوم كوسموشم


بو مويدو آتامين خئير دوعاسي منه
بو مويدو ائل بولاغيندان سرين سولارين شيرين شيرين آخماسي منه؟


اينانديرين مني آي ائللر؛ اينانديرين
بئله دولانديرين مني آي ائللر؛ دولانديرين


سيز قولو باغلي قوللار…
يه هر سيز آتلارا اوتوران قيزلار؛ اوغوللار
سيز مي دئييلدينيز ياللي گئتدينيز؟
ياشيل دره لري سيخيب؛ اولو داغلاري آشدينيز
سيوري قايالاري ياريب دلي دنيزلردن داشدينيز
دوغان قيزلاري بيزه گلين گتيرن سيز مي دئييلدينيز؟
ار اوغلانلاري آرماغان گتيرن سيز مي دئيليدينيز؟


گؤزومون تيتره ين ياشلاري؛
اته ييمين اسن گوللري
ائعدام عسكرلرينين چكمه لرينده دالغالاندي
اللرين توموب مات قالدي
اوره ييمه قان دامدي؛ سوسوز ديليم ياندي
58 يول ساچيمي هؤردوم آچيلدي
هؤردوم آچيلدي
يئنه هؤردوم…
ائعدام مئيدانلارينا ايته لنن ايگيدلر گؤردوم


آمما بو گئجه …
بو گئجه گلينلر گرده كلرده گؤزله يير…
قيرميزي دوواقلاردا گيزله نن واغزاليني گؤزله يير..


بو گون دوغان كؤرپه لر
وطن آدلي بير يئري كسيلن گؤبكلرينده سيزلايير…
اوي … كؤرپه لر سيزلايير.

نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1386ساعت 13:43 توسط بهرسدو| |

 به مناسبت 19 اردیبهشت، روز دانشجو در آذربایجان
تاریخ نانوشته
نگاهی به "حركت دانشجويان آذربايجاني..." نوشتهء آقای علیرضا صرافی

 یونس شاملی
تاریخ عقب ماندگی و وارفتگی  در صد سالهء اخیر ایران، و بویژه بخش آذربایجان آن، اگر چه در گذشته نیز ریشه داشته باشد، ابداً با هارمونی تحولات ترقی خواهانهء تاریخی در جهان پیش نرفته است. بویژه سیاست تاریخ سازی دولتی و در آن راستا تک فرهنگ سازی (فارسیزه کردن) از سوی خاندان پهلوی که بنای حکومتشان بر ویرانه های کاخ انقلاب مشروطیت ایران برپا شده بود، به بیگانگی با پیشرفتهای جهان، و ازخود بیگانگی مردمان ایران سرعت بیشتری بخشید. دولت برآمده از کودتای رضا شاه با استفاده از سیستم جدید آموزشی و وسایل ارتباط جمعی حاصل از تحولات صنعتی از نوع رادیو و سپس تلویزیون، با تئوری عجایب الخلقه برای به اصطلاح حفظ وحدت ملی که در واقع بهانهء نابودی فرهنگها و زبان های دیگر ملیتهای غیر فارس ساکن ایران بود، تلاش کرد سرزمین پربار ادب، هنر و تاریخ آنان را  با تراکتور به اصلاح تجدد بکوبد و تخم کین بکارد و با داس تبعض و سرکوب آنان را درو کند. باید اعتراف کرد که تاحدودی نیز در اعمال این برنامه و نهادینه کردن آقایی این بر آن موفق بود.

 

امروز مردمی بتدریج از سیاهی و تاریکی تاریخی که برآنها رفته است سر بر میدارند و خود را در مقابل خیل پرسشهایی می یابند که تا کنون پاسخ درخوری نیافته است. یکی از این پرسشهای مهم؛ چگونگی نگارش تاریخ این ملیتهاست. تاریخی که می بایست به دست توانای خود این ملیتها نوشته می شد، با دستان ناپاکِ فریب، تبعض و جنایت برای مردم ما سرهم کرده اند. تاریخی که با کنار هم چیدن بخش های مختلف پازول آن، موجود عجیب الخلقه ایی جلو گر میشود که هر انسان عاقلی را به بهت و حیرت می اندازد.

 

"حركت دانشجويان آذربايجاني در دهه پنجاه" که اخیر به قلم مهندس علیرضا صرافی به رشته تحریر درآمده است، در واقع انعکاس بخشی از وقایع تاریخی جنبش ملی دمکراتیک اخیر آذربایجان به قلم فرزندان خود آذربایجان است. این نوشته در واقع نوری است که در تاریکی دهه های گذشته به جنبش دانشجویان آذربایجانی افکنده شده و گوشه ایی از چالش دانشجویانی را که از خلاء فرهنگی، تاریخی و هنری آذربایجان در سرزمینشان رنج می بردند، برجسته می کند. بخش جالبتر این نوشته برجسته کردن بالندگی فرهنگی آذربایجان است که در "حركت دانشجويان آذربايجاني..." تاثیرات مثبت آن را نه تنها در میان دانشجویان ترک بلکه در نزد دانشجویان غیر ترک نیز به روشنی نشان می دهد. در خصوص صحت توجه دانشجویان غیر ترک به هنر وموسیقی آذربایجان من خود، شخصاً، دوست گیله مردی دارم که در طی تاریخ مذکور بدون اینکه به زبان ترکی تسلطی داشته باشد، ترانه های کلاسیک آذربایجان و حتی اشعار اپرای کوراوغلو را هم اینک نیز بعداز گذشت نزدیک به 30 سال می تواند با آوای خویش زمزمه کند.

 

"حركت دانشجويان آذربايجاني در دهه پنجاه" در واقع تک ضربهایی هستند که مسیر رود تاریخ نگاری آذربایجان را در راستای رسیدن به دریای آن هموارتر می کنند. از دیگر سو اهمیت این نوشته جدا از برجسته کردن بخشی از تاریخ جنبش دانشجویی آذربایجانی، بصورت وقایع نگاری و از زبان اول شخص مفرد به رشته تحریر درآمده و از آن جهت از اهمیت زیادی برخورد است. البته پیش از این در چند سال قبل آقای شیوا فرهمند راد، یکی از فعالین "اتاق موسیقی"، که در این نوشته به فعالیتهای ایشان اشاره شده است نیز حوادث آن سالها را آنطوری که در این نوشته آمده است طی مقاله ایی در یکی از نشریات داخل کشور منتشر کرده است. مقاله ایی که به صحت و سقم "حركت دانشجويان آذربايجاني..." صحه می گذارد.

 

بیداری و آگاهی خلق آذربایجان و ترکان ایران در آشنایی آنان با تاریخ شان نفهته است. تاریخی که نه به روایت بیگانگان، بلکه به قلم فرزانگان خود این خلق به تحریر درآمده باشد. در واقع نوشته هایی از نوع "حركت دانشجويان آذربايجاني در دهه پنجاه"، گامی است در آن راستا.

 10-5-2007

نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1386ساعت 13:38 توسط بهرسدو| |

به ادامه مطلب بروید


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1386ساعت 16:48 توسط بهرسدو| |


به ادامه مطلب بروید

ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1386ساعت 16:44 توسط بهرسدو| |

با نزدیک شده اول خرداد و پخش اعلامیه در شهر مراغه نیروهای اطلاعات با فراخواندن فعالین این شهر  به اداره اطلاعات آنان را تهدید نمودند که در صورت مشاهده آنان در خیابان در این روز آنان را مورد ضرب و شتم قرار خواهند داد.

در این ارتباط داوود عظیم زاده- مجید پژوه فام- حامد یگانه پور- علیرضا حقی- مصطفی قلیزاده احضار و مامورین با مراجعه به مغازه پدر یاشار حکاک پور از وی خواستند تا یاشار ( که در خدمت سربازی است) این روزها بعنوان مرخصی  به مراغه نیاید 

نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1386ساعت 16:38 توسط بهرسدو| |

نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386ساعت 19:20 توسط بهرسدو| |

برای دیدن کاریکاتور به ادامه مطلب بروید


ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386ساعت 18:56 توسط بهرسدو| |

برای خواندن مطلب ابن مقاله به ادامه مطلب بروید  
ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1386ساعت 18:59 توسط بهرسدو| |

       Mani oldoranda

       demadilar

Ushaqdir

ma'sumdur

Anasi aglar qalar

dedilar

Azarbaycanlidir

hami da musalmandir

Bu boyuyanda  bir

islam asgaridir

Bir usyan bayragidir

Ondan bashqa bu

torpaginsahibidir 

نوشته شده در شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1386ساعت 18:52 توسط بهرسدو| |

قابل توجه دانشجویان ودانش آموزان ترک زبان سراسر کشور:

در روز سالگرد توهین روزنامه ایران تحثن در تمامی  مدارس و دانشگاه ها توسط شما  فرهنگ دوستان  به خاطر گرامی داشت خون شهیدان این ماجرا وبرای اثبات فرهنگ دوستی و برای به خاک مالیدن پوزه ی شوونیزم فارس برگزار خواهد شد لذا از عزیزان می خواهم در مراسم شرکت کرده و به تمامی ملت جهان بگویید که ملت تورک نخابیده  بلکه بیدار است.

نوشته شده در پنجشنبه بیستم اردیبهشت 1386ساعت 17:3 توسط بهرسدو| |

 

 

Blog                                                                Photos                                                                

قلعه بابک

قلعه بابک همایش میلیونی بزرگداشت بابک خرمدین  مکان : آذربایجان شرقی ، شهر کلیبر ، قلعه بابک زمان : 15 و 16 تیرماه سال 1385  ... more

                                  

بابک ا‌ئولمه ییب هه له دیریدیر

 

نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم اردیبهشت 1386ساعت 18:51 توسط بهرسدو| |

نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم اردیبهشت 1386ساعت 16:24 توسط بهرسدو| |

 

سالگرد احانت و توحین  روزنامه ی دولتی ایران به ملت آذربایجان را به همه هموطنان تورک زبانم تسلیت می گویم .

نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم اردیبهشت 1386ساعت 15:33 توسط بهرسدو| |


¤ بولوت قاراچورلو (سهند)
¤ ۲۹ اسفند ۱۳۸۲
تبريز ۱۳۲۸
بولوت قاراچورلو سهند:«خاطره‌»




بو اوجاداغلارين‌ قارلي‌ باشيندا
هر بير قاياسيندا، هر بير داشيندا،
شاعيرلرين‌ الهام‌ خزينه‌سي‌ وار.
بؤيوك‌ عصيانلارين‌ خاطره‌سي‌ وار.
***
هر داملاسيندان‌ بير بابك‌ قالخاجاق‌
طوفانلار قوپاجاق‌ ائل‌ غضبيندن‌
دوشمانين‌ گؤزونه‌ شيمشك‌ چاخاجاق‌.

قانا باتميش‌ ظالم‌ اللره‌ قارشي‌
قالخاجاق‌ ائللرين‌ انتقام‌ الي‌
سون‌ ظفر شبهه‌سيز كوتله‌لريندير
غالب‌ گله‌جكدير خلقين‌ املي‌.

گئجه‌ هر نه‌ قدر اوزون‌ اولسادا
سحر آچيلاجاق‌، گونش‌ دوغاجاق‌
بو سؤز داها بوگون‌ افسانه‌ دگيل‌
«ايشيق‌ قارانليغي‌ بير گون‌ بوغاجاق‌»

داراديقجا گونش‌ ساري‌ تئللرين‌
گئده‌جك‌ سهندين‌ باشينين‌ قاري‌
كل‌ چيچكلر اوسته‌ اينجي‌ سپه‌جك‌
دومانلي‌ داغلارين‌ بوز بولوتلاري‌.

يئنه‌ يوردوموزا باهار گله‌جك‌
سولغون‌ گوللريميز يئنه‌ گوله‌جك‌
تاريخ‌ جلادلارا باش‌ اگميه‌جك‌
بيزيمدير گله‌جك‌، بؤيوك‌ گله‌جك‌.

اي‌ عزيز وطنيم‌، اي‌ بؤيوك‌ ديار،
يئري‌ وار آدينلا ائتسم‌ افتخار.
شرقين‌شرفيسن‌، شهرتيسن‌ سن‌
اسلانلار يوردوسان‌ قورولان‌ گوندن‌.
سن‌ يئني‌ حياتين‌ يارادانيسان‌
شرق‌ تاريخينين‌ قهرمانيسان‌.
سندن‌ الهام‌ آلير بؤيوك‌ دويغولار
درين‌ معناليدير، سنده‌ هر نه‌ وار.
سنين‌ بو عصيانكار طبيعتينده‌،
هر توتقونلوغوندا، هر بهجتينده‌،
سنين‌ بورانيندا، سنين‌ قاريندا
سنين‌ باهار آچان‌ شن‌ باهاريندا،
ياشيل‌ دوزلرينده‌، اوولاقلاريندا،
چاي‌ـچمنلي‌ گؤزل‌ يايلاقلاريندا
سيزيلداييب‌ اسن‌ سرين‌ يئلينده‌،
ايگيت‌ ائللرينده‌، شيرين‌ ديلينده‌،
اوجا داغلارينيين‌ قارلي‌ باشيندا،
هر بير قاياسيندا، هر بير داشيندا،
شاعيرلرين‌ الهام‌ خزينه‌سي‌ وار،
بؤيوك‌ عصيانلارين‌ خاطره‌سي‌ وار.
«دريالار مركب‌، مئشه‌لر قلم‌»
من‌ كي‌، كئچميشيني‌ يازا بيلمه‌رم‌.
كئچميشي‌ قوي‌ يازسين‌ آنجاق‌ تاريخلر
هر «عاشيق‌» دونيادا گؤردوگون‌ سؤيلر.
منجه‌ مللتيمين‌ « آذر عصياني‌ »
كوتله‌لر عصياني‌، ائللر عصياني‌
شرف‌ اولدوزودور سنين‌ ياخانا
افتخار آدينا، اي‌ بؤيوك‌ آنا!
***
24ـ نجي‌ ايلين‌ پاييز چاغيندا
بو اوجا داغلارين‌ بوز قوجاغيندا
آذرلر يوردونون‌ مرد اوغلانلاري‌
خلقيمين‌ شرفلي‌ قهرمانلاري‌
آزادليق‌ بايراغين‌ يئره‌ وورموشدو
غاصبلره‌ قارشي‌ دؤوران‌ قورموشدو.
***
او گون‌ حققي‌ ايتميش‌ محكوم‌ ائللره‌،
زنجيرلي‌ قوللارا، باغلي‌ ديللره‌،
بوردان‌ اوجاليردي‌ آزادليق‌ سسي‌
قورتولوش‌ نغمه‌سي‌، حيات‌ نغمه‌سي‌.
يوخسول‌ اكينچيلر، حقسيز فهله‌لر،
محروم‌ ضياليلار، محكوم‌ كوتله‌لر،
بو سسي‌ دينله‌ييب‌، هره‌ بير ياندان‌
نه‌ تك‌ آذربايجان‌، بوتون‌ ايراندان‌
تفنگ‌ گؤتوروردو، سلاح‌ تاخيردي‌،
سئل‌ كيمي‌ هر ياندان‌ بورا آخيردي‌.
***
خلقين‌ عصيان‌ سسي‌ قالخيب‌ اوجالدي‌
ياغي‌نين‌ جانينا ولوله‌ سالدي‌.
نهايت‌، آذرين‌ ايگيرمي‌ بيرينده‌
دوشمان‌ تسليم‌ اولدو اؤز سنگرينده‌.
دؤندوغاصبلرين‌ قارا دؤوراني‌
خلقين‌ اراده‌سي‌ ييخدي‌ زنداني‌.
گولدو حياتيميز، گولدو ائليميز،
بولبول‌ تك‌ آچيلدي‌ شيرين‌ ديليميز.
***

آچيلدي‌ سحر تك‌ شاعرين‌ قلبي‌
ساحلسيز دنيزتك‌ سئوينجي‌ داشدي‌.
گؤروب‌ چيچكله‌نن‌ شن‌ حياتيني‌
مين‌ اثر ياراتدي‌، مين‌ نغمه‌ قوشدو.
خيالي‌ قوش‌ كيمي‌ قانادلاناراق‌
اوجالدي‌ گؤيلرين‌ نهايه‌سينه‌
يازدي‌ائللرينين‌ ظفر نغمه‌سين‌
سحر بولودونون‌ آغ‌ سينه‌سينه‌.
***
يئنه‌ بيرده‌ اود پارلادي‌
آذرلرين‌ اوجاغيندان‌
قارانليقلار كؤچون‌ چاغدي‌
آذربايجان‌ تورپاغيندان‌

افقده‌كي‌ قيزيل‌ گونش‌
ايشيغيني‌ ساچدي‌ بيزه‌
يئني‌ حيات‌ باغيشلادي‌
آزاد اولموش‌ نسليميزه‌.

گونش‌ چيخدي‌، اتكلندي‌
ظلمتلري‌ چكدي‌ دارا.
گؤيلرده‌كي‌ بوز چوخالي‌
بولوتلاري‌ يارا ـ يارا.

گول‌ اوزلو بير باهار دوغدو
قيشين‌ قارلي‌ سينه‌سيندن‌
داغلار گولدو، باغ‌ اوينادي‌
آزاد حيات‌ نغمه‌سيندن‌.

قوي‌ ياييلسين‌ قوجا شرقه‌
بو چوو، بو سس‌ باشدان‌ ـ باشا
بيز ستمكش‌ خلقلري‌
چاغيريريق‌ قورتولوشا.


گلين‌ ائللر ال‌ بير اولاق‌
ووراق‌، ييخاق‌ غصبكاري‌
قودوز ديشلي‌ ايشغالچيدان‌
تميزلييه‌ك‌ هر دياري‌.


بر باد ائدك‌ يئر اوزوندن‌،
بايقوشلارين‌ يوواسيني‌
سهمانلاياق‌ سعادتين‌
قارداشليغين‌ دونياسيني‌.
***
بو سس‌ گورلاديقجا بير شيمشك‌ كيمي‌
ووروب‌ تيتره‌ديردي‌ ظلمون‌ بيناسين‌.
اونون‌ حدتيندن‌ گورلايان‌ اودلار
ياخيردي‌ شاهلارين‌ كهنه‌ دونياسين‌.

ياخيب‌ يانديريردي‌، بر باد ائديردي‌
قاري‌ شيطانلارين‌ آبده‌سيني‌.
كسيردي‌ ائللره‌ افسون‌ اوخويان‌
آلچاق‌ كلك‌ بازين‌ مشئوم‌ سسيني‌.

يوخسا دوشمانلاردا دويوردو بونو
بو سسده‌ توپلانان‌ بؤيوك‌ قدرتي‌
ـ « بوتون‌ آسياني‌ توتاجاق‌ بو سس‌ »
اوكي‌، گؤرنمزدي‌ بو «فلاكتي‌»

هر ياندان‌ اولاشدي‌ بايقوشلار، ايتلر
سانكي‌ كايناتا دوشدو ولوله‌.
«گرکدير شرقده‌ بوغولا بو سس‌»
دييه‌، ـ كهنه‌ دونيا وئردي‌ ال‌ ـ اله‌.

لوندوندا باشلادي‌ گيزلي‌ حركات‌
واشانگتونداكي‌ شوم‌ تداركات‌
«خليجه‌» يوللاندي‌ حربي‌ گميلر
كندیمیزدن‌ ايسه‌ «تورك‌ افنديلر»...
***
قارا بير توطئه‌، بؤيوك‌ وسوسه‌
باريش‌ عليهينه‌ قانلي‌ دسيسه‌.
قولوموز گوجلو ايدي‌، اليميز اوستون‌،
شانلي‌ اوردوموزون‌ قيلينجي‌ كسگين‌.
مرزيميزدن‌ گولله‌ گلچه‌ بيلمزدي‌
اوزه‌رينده‌ قوشلار اوچا بيلمزدي‌
اونودماق‌ اولمازدي‌ ليك‌ بونلاري‌
بو فتنه‌ كارليغي‌، بو اويونلاري‌
دوشمان‌ ايسته‌ييردي‌ آذر يوردونون‌
ايگيتلر يوردوينون‌، ارلر يوردونون‌
حقلي‌ عصيانيني‌ عنوان‌ ائده‌رك‌
قورتولوشونو بير بهتان‌ ائده‌رك‌
صلحون‌ بيناسيني‌ تارو مار ائتسين‌
امك‌ دونيا سينا هجوما كئچسين‌.
***
تاريخدن‌ هدفه‌، وطنه‌، يولا
جان‌ قربان‌ ائدنلر هيچ‌ده‌ آز دگيل‌.
عزيزلرين‌ قوربان‌ وئرنلرده‌ وار،
(منايه‌ آپارميش‌ اوغلونو خليل‌)

آنجاق‌ بير مللتين‌ قوربان‌ اولماسين‌
تاريخ‌ گؤسترمه‌يير، هئچ‌ واخت‌، هئچ‌ زامان‌
قوي‌ بيرده‌ سؤيله‌ييم‌ دونيالار بيلسين‌
صلحه‌ قوربان‌ اولدو آذربايجان‌.
***
دئدي‌ قوي‌ من‌ اؤلوم‌ ياشاسين‌ اينسان‌
ووروشما اودونا يانماسين‌ جهان‌.
قوي‌ منيم‌ وارليغيم‌ تارو مار اولسون‌
آزادليق‌ دونياسي‌ پايدار اولسون‌.
قوي‌ تالانا گئتسين‌ بو گؤزل‌ حيات‌
دونياني‌ توتماسين‌ بير ده‌ ظولومات‌.
آچدي‌ سرحدلرين‌، سيلاحين‌ آتدي‌،
نامردلر الينده‌ آل‌ قانا باتدي‌.
تولكولر بورودو اسلان‌ اوولاغين‌
چاققاللار قاپسادي‌ قافلان‌ ياتاغين‌.
آسلان‌ مئشه‌سينه‌ تولكو بگ‌ اولدو،
خلقيمين‌ ياناغي‌ سارالدي‌ ـ سولدو.
***
آسلان‌ مئشه‌سينه‌ تولكو بگ‌ اولماق‌
نه‌ قدر آغيردير، نه‌ قدر چتين‌؟
ذليل‌ بايقوشلارين‌ طرلان‌ شكاري‌،
گؤر بونا اولارمي‌ ائله‌مك‌ تمكين‌؟!

ليك‌، آذر ائلي‌ دؤزه‌رك‌ بونا
بير داها مردليگين‌ آشكار ائتدي‌.
دونيا گنجلري‌ اؤلمه‌سين‌، ـ دييه‌
بير چوخ‌ ايگيتلري‌ اليندن‌ گئتدي‌.
***
هله‌ده‌ گرنه‌شير بير پارا قولچاق‌
اوتانماز ـ اوتمانماز سارساخلياراق‌!
«ووروشدوم‌، دؤگوشدوم‌، غلبه‌ چالديم
آذربايجاني‌ من‌ زورونان‌ آلديم‌».
تؤكدورور خلقيمين‌ گناهسيز قانين‌
تالايير يوردومون‌ هر دؤرت‌ بير يانين‌.
اؤلوم‌ ارمغاني‌ گؤنده‌رير بيزه‌
زيندانلار تيكديرير گنج‌ نسليميزه‌.
مرد ايگيتلريمي‌ چكديرير دارا،
يوردومون‌ اوستونه‌ چكيلير قارا.
***
قاري‌ دوشمان‌ دوو تاپاراق‌
آلچاقليغين‌ وئردي‌ نيشان‌
وطنيمي‌ آل‌ بويادي‌
ايگيتلرين‌ آل‌ قانيلان‌.
جلاد اولوب‌ بئشيكلرده‌
كؤرپه‌لرين‌ كسدي‌ باشين‌
عمان‌ كيمي‌ آخيزديردي‌
آنالارين‌ قانلي‌ ياشين‌.
***
عائله‌سي‌ قارشي‌ سيندا
گولله‌له‌دي‌ آتالاري‌
بالكونلاردا دارا آسدي‌
آغ‌ بيرچكلي‌ آنالاري‌.

اينسانليغين‌، شرافتين‌
يبر دفعه‌ليك‌ داشين‌ آتدي‌
ناموسلو قيز ـ گلينلرين‌
ناموسونا ال‌ اوزاتدي‌.

قولدورلوقلا مدنيت‌
سرايلارين‌ تالان‌ ائتدي‌
هيتلر كيمي‌ اينجه‌ صنعت‌
اوجاقلارين‌ ويران‌ ائتدي‌.

بر باد اولموش‌ وطنيمده‌
بايقوش‌ كيمي‌ يووا سالدي‌
قوزغون‌ اولوب‌ ائللريمين‌
نعشي‌ اوسته‌ قاناد چالدي‌.

گونش‌ باتدي‌، آي‌ گيزلندي‌
دومان‌ چؤكدو بو ديارا
آل‌ گئيينميش‌ شن‌ وطنيم‌
چئوريليبدي‌ بير مزارا.

هر بير دووار چاتداغيندان‌
هر پوسقودان‌، هر دليكدن‌
هر بير قورد ـ قوش‌ يوواسيندان‌
هر جولادان‌، هر دئشيكدن‌

اوز گيزلتميش‌، كمين‌ ائتميش‌
بير جاناوار ياواش‌ - ياواش‌
ديشلريني‌ ايتلده‌رك‌
بيردن‌ ـ بيره‌ قالديردي‌ باش‌

هجوم‌ ائتدي‌، وطنيمه‌
كسمك‌ ـ دييه‌، باسماق‌ ـ دييه‌
ياخماق‌ ـ دييه‌، تالان‌ ـ دييه‌
اؤلوم‌ ـ دييه‌، آسماق‌ ـ دييه‌

بير سورو چالاغان‌، بير سورو قوزغون‌
بير سورو آلاباش‌، بير سورو ميمون‌
بير سورو عقرب‌، بير سورو ايلان‌
بير سورو يان‌ ـ يانيش‌، بير سورو چايان‌
بير سورو ساتيلميش‌، بير سورو جاسوس‌
بير سورو .... بير سورو ....
بير ناخير كهنه‌ قورد سكسن‌ ياشيندا
فتنه‌ كار «جرج‌ آلن‌» اونون‌ باشيندا
سوپاسين‌ بيزله‌دي‌ يوردوما ساري‌
سئل‌ كيمي‌ بورودو بيزيم‌ دياري‌.
سولدو، وطنيمين‌ باهاري‌ ـ باغي‌
اولدو گلشنلريم‌ بايقوش‌ ياتاغي‌
بوغولدو خلقيمين‌ آزادليق‌ سسي‌
سوسدو بولبوللرين‌ آزاد نغمه‌سي‌
دؤندو باهاريميز زمستان‌ اولدو
قيزيل‌ گوللريميز ساراليب‌ ـ سولدو.
***
دره‌نين‌ تكينده‌ جالانير بيرچاي‌
داغ‌ ـ داشي‌ بورويور، غملي‌ بير هاراي‌
اسديكجه‌ موغانين‌ ايستي‌ يئللري‌
آپارير هر يانا او نغمه‌لري‌
بو اودلو نغمه‌لر، بو زمزمه‌لر
قولاق‌ آس‌، گؤر سنه‌ سؤيله‌يير نه‌لر:

بوردا ايكي‌ دونيا دورموش‌ اوز ـ اوزه‌
بوردا چاخناشيري‌ گئجه‌، گوندوزه‌
بير ياندا آزادليق‌، حيات‌، سعادت‌
بير ياندا اسارت‌، اؤلوم‌، فلاكت‌

قارشيمدا جانلانير هر ايكي‌ ساحيل‌
باغريمي‌ ديشله‌يير آغير بير نيسگيل‌
تازا گلين‌ كيمي‌ بزنميش‌ اويان‌
لاله‌دن‌، چيچكدن‌ بورونموش‌ الوان‌
دنيز تك‌ اويسه‌نير ياشيل‌ تارلالار
اوج‌ ـ اوجا دوزولموش‌ گؤزل‌ بينالار
چؤللرده‌ بولود تك‌ گورلايير موتور
شوملايير يئرلري‌ كوتان‌، تراكتور
كندين‌ اتگينده‌ دايانير قاتار
چيخير كوپه‌لردن‌ گنج‌ ـ اختيار
اينساندان‌ گول‌ آچير بوتون‌ داغ‌ ـ تپه‌
قاچير ياشيلليغا بير دسته‌ كؤرپه‌
چمنده‌ توپلانير گول‌ كيمي‌ اونلار
سونرادا باشلانير گؤزل‌ اويونلار
بيلميرم‌ يوخودور، يوخسا بير رؤيا
(اوستادين‌ سؤزلري‌ دوشور ياديما):
«اويناشيب‌ ـ گولوشوب‌، آشيب‌ ـ داشيرلار»
«بعضا كهليك‌ كيمي‌ قاققيلداشيرلار»
«سانكي‌ گؤرمه‌ميشلرنه‌ غم‌، نه‌ محنت‌»
«ياغير اوزلريندن‌ يالنيز سعادت‌»
***
يئل‌ اسير دوزلرده‌، اويسه‌نير چيچك‌
قوش‌ كيمي‌ سينمده‌ چيرپينير اوره‌ك‌
تارلادا چاليشير بير دسته‌ گلين‌
قوللاريندا زنبيل‌، الده‌ بيزرچين‌
اگينلرده‌ دامن‌، باشدا آغ‌ چالما
سينه‌لر آغ‌ مرمر، ياناقلار آلما
بير آهو گؤزلو قيز قالديرير باشين‌
قيريشديرير آلنين‌، اوينادير قايشين‌
شيدا بولبول‌ كيمي‌ اوجالدير سسين‌
اوخويور يوردونون‌ آزاد نغمه‌سين‌:
«بولوتلار داغيليب‌ سؤكولنده‌ دان‌»
«لاله‌دن‌ دون‌ گئيير، بزه‌نير موغان‌»
«گولور چيچك‌ كيمي‌ چؤللرده‌ اينسان‌»
«چيخيرسان‌ تارلايا سن‌ موغان‌ قيزي‌»...
***
بو تايا باخيرام‌، گؤرورم‌ نه‌لر؟
قارغيدان‌ تيكيلميش‌ آلچاق‌ كؤمه‌لر
چيغين‌ داليسيندا ياتميش‌ بير قاري‌
اوغرون‌ قيزديرمادان‌ رنگي‌ ساپ‌ ـ ساري‌
قومسالدا بير نئچه‌ كؤرپه‌ اويناشير
اونلارا باخانين‌ باغري‌ اودلاشير
گؤزلري‌ تراخم‌، قيچلاري‌ چيپلاق‌
باشلاري‌ كئچلدن‌ باغلاميش‌ قاتماق‌.
يوز آدديمليقدا بير اوزون‌ ساچلي‌ قيز
قارا تيكانليقدان‌ توپلايير ماييز
كيرلي‌ يايليغيني‌ چكميش‌ قاشينا
تزك‌ كره‌ليگين‌ آلميش‌ باشينا
گاه‌ آدديم‌ گؤتورور گاهدان‌دا دورور
بعضا بيردن‌ ـ بيره‌ يئره‌ اوتورور
چيپلاق‌ آياقلارين‌ يارديقجا تيكان‌
قورخموش‌ آدام‌ كيمي‌ ديسكينير هر آن‌
يول‌ اوسته‌ اوتورموش‌ دوشگون‌ بير قوجا
قدينين‌ كماني‌ دگميش‌ اوج‌ ـ اوجا
بونونلا اويئنه‌ نيققيلداياراق‌
بير كوت‌ كركي‌ ايله‌ يونور دوغاناق‌
بو ايش‌ ايسه‌ آنجاق‌ اونو چوخ‌ يورور
آرا بير ايشله‌يير، آرا بير دورور.
باخيرام‌، سوموگو چيخميش‌ اوزونه‌
ايچيم‌ آلوولانير، آليشير سينه‌
آستا سووشورام‌ اونون‌ يانيندان‌
سؤيله‌ييرم‌، بابا، يورولمياسان‌
بوزارميش‌ گؤزلرين‌ تيكير اؤزومه‌
يورغون‌ باخيشلارلا باخير اوزومه‌
زارينجي‌ بير سلسله‌، خوش‌ گلدين‌، ائدير
يئنه‌ده‌ تؤوشكدن‌ نفسي‌ گئدير.
ايچيمده‌ گورلايير يئنه‌ده‌ طوفان‌
آستا سووشورام‌ اونون‌ يانيندان‌
باغريمي‌ ديشله‌يير آغير بير نيسگيل‌
قارشيمدا جانلانير هر ايكي‌ ساحيل‌
بوردا ايكي‌ دونيا دورموش‌ اوز ـ اوزه‌
بوردا چاخناشيري‌ گئجه‌ گوندوزه‌
بير ياندا آزادليق‌، حيات‌، سعادت‌
بير ياندا اسارت‌، اؤلوم‌، فلاكت‌
چايين‌ اوتاييندا قاينايير حيات‌
بو تايي‌ چولقاميش‌ قارا ظولومات‌
او تايدا باهار وار، بو تايدا قيش‌ وار
اورادا بولبول‌ اوخور گول‌ قوجاغيندا
بورادا قورويوب‌ غنچالار قيندا.

اورادا اينسانين‌ يارادان‌ الي‌
گون‌ به‌ گون‌ زور گلير كور طبيعته‌
عقله‌ سيغينمايان‌ بؤيوك‌ قوه‌لر
بويوروق‌ قولو دور بشريته‌
اورادا صنعتين‌، علمين‌ اووسونو
سئلي‌ دايانديرير، داغي‌ قوپارير
قهار طبيعتي‌ دگيشمك‌ - دييه‌
اودلو صحرالارين‌ باغريني‌ يارير.

بورداسا بير يانغين‌، بير قار، بير بوران‌
بير كولك‌، بير دولو، بير سئل‌، بير طوفان‌
خلق‌ كنديرينين‌ حياتين‌ كسير
اينسان‌ طبيعته‌ اسيردير، اسير.
ايگيرمي‌ سكگيزين‌ قوراقليق‌ ايلي‌
كندچي‌ كوتله‌لري‌، بو آذر ائلي‌
نه‌ گونلر گؤرمه‌دي‌، چكمه‌دي‌ نه‌لر؟
اينسان‌ او گونلري‌ اونودار مگر؟
***
گزيرم‌ چؤللري‌، كورا يوللاري‌
كولك‌ پيچيلدادير قورو كوللاري‌
قارشيما چيخيري‌ بير سورو داوار
بوتون‌ مورگوله‌يير كئچي‌ ـ قويونلار
بير ـ بيرينه‌ كئچميش‌ قابيرقالاري‌
دوز تك‌ يالاييرلار بوش‌ قايالاري‌
اون‌ ايكي‌ ياشيندا كيچيك‌ بير چوبان‌
چيگنينده‌كي‌ بؤيوك‌ بير داغارجيغلان‌
ساكت‌ دايانميشدير، نه‌ سمير، نه‌ سس‌
گاهدان‌ بير چكيردي‌ دريندن‌ نفس‌
اوزونده‌ غصه‌دن‌ گيزلي‌ بير ايز وار
معصوم‌ باخيشيندا بير دونيا سؤز وار.
انتظار گؤزلري‌ يولدا قالميشدير
بيلمم‌ توتگيني‌ هاردا سالميشدير
گؤرونور چوخداندير نغمه‌ چالمايير
داغلاراـداشلارا نغمه‌ سالمايير.
اونون‌دا روحونو اؤلدورموش‌ ستم‌
اونون‌دا گؤزلرين‌ توتموش‌ كدر ـ غم‌
اونون‌دا قلب‌ ائوين‌ ظلم‌ الي‌ ييخميش‌
بوتون‌ نغمه‌لري‌ ياديندان‌ چيخميش‌.
***
دره‌نين‌ تكينده‌ جالانيري‌ چاي‌
داغ‌ ـ دوشو بورويور غملي‌ بير هاراي‌
اسير ياماجلاردا ايستي‌ بير كولك‌
ايچيمده‌ اودلانير، آليشير اوره‌ك‌.
بوردا ايكي‌ دونيا دورموش‌ اوز ـ اوزه‌
بوردا چاخناشيري‌ گئجه‌ گوندوزه‌
اوره‌گيم‌ ايسته‌يير آتيلام‌ چايي‌
بير دفعه‌ ترك‌ ائدم‌ بو غملي‌ تايي‌
تولك‌ طرلان‌ كيمي‌ قول‌ ـ قاناد آچام‌
بو اوستو دومانلي‌ اوولاقدان‌ اوچام‌.
اوچام‌ سعادتين‌ شن‌ دونياسينا
ايشيق‌ دونياسينا، گئن‌ دونياسينا.
لاكين‌ بيردن‌بيره‌ ديزلريم‌ اسير
آغير بير سيخينتي‌ باغريمي‌ كسير.
قيچلاريم‌ قورويور، قيزيشير اوزوم‌
باشيم‌ گيجلله‌نير، قارالير گؤزوم‌.
ايستيرم‌ گؤتورم‌ آدديم‌ ـ آدديمدان‌
ايچيمده‌ بير قوه‌ قيشقيرير، دايان‌!
قيشقيرير ترپنمه‌! هارا گئديرسن‌؟
نه‌ اوچون‌ يوردونو سن‌ ترك‌ ائديرسن‌؟
نه‌ اوچون‌ آتيرسان‌ ياري‌ ـ يولداشي‌؟
بو دوغما ائللري‌، قوهوم‌ ـ قارداشي‌؟
يوخ‌، آتما ائللري‌، ترك‌ يار اولما!
وطندن‌ ال‌ اوزمه‌، بي‌ ايلغار اولما!
كؤچري‌ قوش‌ كيمي‌ اوولاقدان‌ اوچما!
باشيني‌ گؤتوروب‌ وطندن‌ قاچما!
دنيزلر داشسادا، قوپسادا طوفان‌
اصيل‌ قوش‌ ال‌ اوزمز اؤز يوواسيندان‌.
دوز دوركي‌، اورادا اؤز وطنيندير،
اؤز باغين‌، اؤز باغچان‌، اؤز چمنيندير
دوز دوركي‌، اورادا گولور سعادت‌
گولورو اينسانلار، گولور طبيعت‌
لاكين‌ بر باد اولموش‌ بو غملي‌ ديار
بو پوزغون‌ دره‌لر، دومانلي‌ داغلار
ستم‌ زنجيرينه‌ باغلانان‌ اللر
حقي‌ پامال‌ اولموش‌ اوبالار ـ ائللر
سودونو امديگين‌ آغ‌ ساچلي‌ آنا
يولونو گؤزله‌ين‌ آلا گؤز سونا
هاميسي‌ ـ هاميسي‌ گؤز تيكميش‌ سنه‌
هر اؤز مللتينين‌ دردين‌ بيلنه‌
بو سؤنوك‌ دودمان‌ سنيندير، سنين‌
سنه‌ گؤز تيكميشدير ايندي‌ وطنين‌
ظلمته‌ اوغراميش‌ بو پوزغون‌ ديار
بابكلردن‌ قالميش‌ سنه‌ ياديگار.
دوگوش‌ مئيدانيدير، اينديليك‌ وطن‌
سن‌ده‌ او مئيدانين‌ بير عسگريسن‌
قاچما بو دعوادان‌، قاچما بو دوودان‌
قاچما سنگريندن‌، قاچما بولوودان‌.
ووروش‌ اؤز خلقينله‌ سن‌ده‌ يان‌ ـ يانا
قير، تؤك‌ دوشمانلاري‌ مرد ـ مردانا
قوو اؤز وطنيندن‌ اشغالچيلاري‌
هر استعمارچيني‌، هر ظلمكاري‌،
قورخما، دوگوشلرده‌ آخسادا قانون‌
ياخود دوداغيندان‌ چيخسادا جانين‌
دايان‌ قوي‌ دوشمنلر تار و مار اولسون‌
سنين‌ ده‌ وطنين‌ بختيار اولسون‌
دوغسون‌ قيزيل‌ گونش‌، آچيلسين‌ سحر
سنين‌ده‌ ائللرين‌ اولسون‌ بختور
گول‌ آچسين‌ دوزلرده‌ سونبول‌ ـ شلاله‌
قوروسون‌ تيكانلار، گؤيرسين‌ لاله‌.
بوتون‌ كهنه‌ دونيا اود توتسون‌ يانسين‌
آزادليق‌ بايراغي‌ شن‌ دالغالانسين‌.
***
قوجامان‌ تبريزي‌ بوروموش‌ دومان‌
يوزمينلر اينساني‌ سارسيدير حيرمان‌.
بوتون‌ دودكشلرده‌ بوغولمومش‌ نفس‌
هئچ‌ بير سيويستوودان‌ چيخمايير بير سس‌
سوسوب‌ چاليشقانليق‌، دايانيب‌ زحمت‌
بوتون‌ هر طرفي‌ بورويوب‌ دهشت‌.
قارالديب‌ گؤيلري‌ ظلمون‌ غباري‌
ياغيب‌ يئر اوزونه‌ فلاكت‌ قاري‌
بوتون‌ كارگر الي‌ قوينوندا
معيشتين‌ آغير يوكو بوينوندا
قاليب‌ كوچه‌لرده‌ سفيل‌ سرگردان‌
كسيب‌ آمانيني‌ ايشسيزليك‌، حيرمان‌
كندچي‌ كروانلاري‌ توتموش‌ يوللاري‌
گلير هر طرفدن‌ اينسان‌ قاتاري‌
يانيخليقا دوشموش‌ يازيق‌ اوبالي‌
چاريق‌ ـ پتاوالي‌، ييرتيق‌ چوخالي‌
بوتون‌ وار - يوخونو دالينا آلميش‌
چيپلاق‌ اوشاغلارين‌ يانينا سالميش‌
سئل‌ كيمي‌ آخيشير شهره‌ هر ياندان‌
آرا هشتريدن‌، آرا موغان‌دان‌.
***
هر قاپيدا بير جوت‌ چيگني‌ توربالي‌
گؤز ياشي‌ آخيدير، ديله‌نير چؤره‌ك‌
سويوق‌ آلازلايير لوت‌ بدنلري‌
سوموك‌ سيزيلدايير، قووشور كوره‌ك‌.
گرمخنالاردا اؤلوم‌ قوخويور
آجليق‌ اينسانلارا كفن‌ توخويور.
***
گئجه‌دير، هر يانا كؤچوب‌ قارانليق‌
بوتون‌ طبيعتي‌ دونداريب‌ سويوق‌
كولك‌ وييلدايير، بوران‌ اووسه‌نير
سانكي‌، گؤيدن‌ يئره‌ كافور اله‌نير.
بير مزار كيميدير بوتون‌ كاينات‌
طبيعت‌ بورونوب‌ قاردان‌ آغ‌ حيات‌
يولون‌ قيراغيندا چكيبدير قاتار
بير سيرا كله‌مه‌ ـ كؤتور داخمالار
هانسيسيندان‌ ايسه‌ سولغون‌ بير ايشيق‌
بويلانير ائشيگه‌ توستو قاريشيق‌.
(آغير آدديم‌ لارلا ياريرام‌ قاري‌
ايرليله‌ييرم‌، داخمايا ساري‌)
ايشيغين‌ قارشيسي‌ كسيلير بير آن‌
چيخير ايچريدن‌ مفلوك‌ بير اينسان‌
قانشاردا دايانير جانسيز هئيكلي‌
قارشيما اوزانير دامارلي‌ الي‌:
ـ رحم‌ ائت‌، منه‌ آغا! ياماندير حاليم‌
بير هفته‌دن‌ چوخدور آجدير عياليم‌
(دئيه‌ن‌ بير قوجادير، آخيدير ياشين‌
شرميندن‌ يوخاري‌ قالديرمير باشين‌)
هارادانسا گلير سيزيلتي‌ سسي‌
بير ييغين‌ اينسانين‌ حزين‌ ناله‌سي‌
گئجه‌نين‌ باغريني‌ يارير ناله‌لر
قونور خاطيريمه‌ آغير بير كدر.
ايچه‌ريم‌ آليشير، باغريم‌ اودلانير
روحوم‌ شعله‌ چكير، اوره‌گيم‌ يانير.
باخديقجا بو محروم‌، سفيل‌ اينسانا
ايچيمده‌ نفرتدن‌ قوپور فيرتانا.
نفرت‌ تانريلارين‌ پوچ‌ رؤياسينا
بو كور قورولوشون‌ شوم‌ دونياسينا
دوشونورم‌، كيمدير بو دوشگون‌ سفيل‌
قوجا اكينچيدير، ديلنچي‌ دگيل‌.
***
هله‌ اللريندن‌ گئتمه‌ميش‌ اونون‌
اوراغين‌، شنه‌نين‌ ايلليك‌ قاباري‌
هئچ‌ زامان‌ يوخودا گؤرمه‌ميش‌ اونو
سحر گونشينين‌ ايلك‌ شعالاري‌
***
دوشونورم‌ كيمدير بو محكوم‌ اينسان‌
اودور روزو وئرن‌، او دور يارادان‌
«منه‌ رحم‌ ائله‌يين‌»، دئيه‌ او ديللر
سووالا آچيلان‌ بو قابار اللر
سويوقدان‌ تيتره‌ين‌ او معصوم‌ اوشاق‌
بينوشه‌يه‌ دؤنموش‌ او لاله‌ ياناق‌
او، سعادتلي‌ بير رحمت‌ اليدير
وطن‌ غنچه‌سيدير، وطن‌ گولودور.
اونوندور بو عالم‌، اونوندور جهان‌
اونون‌ امگيله‌ ياشايير اينسان‌
باغريما باسيرام‌ دوشگون‌ قوجاني‌
اؤپورم‌ الينين‌ قابارلاريني‌
حؤرمتله‌ اليني‌ اليمه‌ آليب‌
محبت‌ قولومو بوينونا ساليب‌
ـ دئمه‌ احسان‌ ائله‌، رحم‌ ائله‌ منه‌
من‌ كي‌ وارليغيمي‌ بورجلويام‌ سنه‌.
سنيندير حياتيم‌، يئديگيم‌ چؤره‌ك‌
سنيمدير كؤكسومده‌ چيرپينان‌ اوره‌ك‌
سنيندير ايليگيم‌، سنيندير قانيم‌
سنيندير وارليغيم‌، سنيدير جانيم‌.
سنين‌ زحمتيندير مني‌ يارادان‌
سنين‌ محنتيندير مني‌ اويادان‌.
بو، گونشدن‌ آيدين‌ بير حقيقتدير
اينسانين‌ وارليغي‌ سنه‌ منتدير.
او، قابار اللركي‌، قاپ‌ ـ قارا يانميش‌
او يورغون‌ گؤزلر كي‌، غمدن‌ اوسانميش‌
او، قارا قويلانان‌ دونموش‌ آياقلار
كؤمور تك‌ قارالان‌ يانميش‌ دوداقلار
بوتون‌ كئچيرديگين‌ او قارا گونلر
اوره‌گيني‌ سيخان‌ آغير دوگونلر
دميرچي‌ خانادا دؤگدوگون‌ دمير
بوتون‌ مشقتله‌ سوردوگون‌ عؤمور
ايستيسي‌ جيسميني‌ يانديران‌ گونش‌
شوملاديغين‌ يئرلر، درديگين‌ كولش‌
ايشيغيندا بوغدا سووردوغون‌ آي‌
عؤمرونو چورودن‌ ياز، پاييز، قيش‌، ياي‌
قولونا باغلانان‌ ايپلرين‌ يئري‌
تورپاغا تؤكدوگون‌ آلنينين‌ تري‌
اوزه‌رينده‌ كله‌ك‌ قوردوغون‌ داغلار
اكيب‌ بئجرديگين‌ صفالي‌ باغلار
هاميسي‌ ـ هاميسي‌ شاهيددير كي‌، من‌
سنه‌ منتدارام‌ دوغولان‌ گوندن‌.
***
بوتك‌ من‌ دگيلم‌، دونيا بيلير كي‌
سن‌ بشريته‌ روزي‌ وئرنسن‌
اينان‌ كي‌، حياتين‌ اوجاغي‌ سؤنور
اگر سن‌ اكمه‌سن‌، سن‌ ايشله‌مه‌سن‌.
***
قوجا ساكيت‌ ـ ساكيت‌ باخير اوزومه‌
سونرادا چاتيلير آغارميش‌ قاشي‌
نه‌لر دوشونورسه‌ سؤزلريمدن‌ او
معنالي‌ ـ معنالي‌ ييرغانير باشي‌.
***
ـ نه‌ دئييرسن‌ اوغول‌، كسيلميش‌ چارام‌
بير كره‌ اوزولموش‌ هر ياندان‌ اليم‌
هاني‌ امگيمين‌ قدريني‌ بيلن‌
دونيانين‌ ظلموندن‌ بوكولموش‌ بئليم‌.

نه‌لر چكمه‌ميشدير بلالي‌ باشيم‌
نه‌ لر اوخوموشام‌، نه‌لر چالميشام‌
بودور حياتيمين‌ سون‌ سرانجامي‌
ديوارلار ديبينده‌ مه‌لر قالميشام‌.

منه‌ بو دورانين‌ وفاسي‌ بودور
بير عؤمور مشقت‌، عاقبت‌ سؤوال‌
70 ايل‌ چاليشماق‌، 70 ايل‌ زحمت‌
آخيرسي‌ اولموشدور بوينوما وبال‌.

هانسي‌ گون‌ عؤمرومده‌ من‌ شاد اولموشام‌
گونوم‌، بختيم‌ كيمي‌، قارالميش‌ هر آن‌
70 ايل‌ چاليشديم‌، چوخ‌ جفا چكديرم‌
بيرجه‌ خوش‌ ساعتدن‌ تاپماديم‌ نيشان‌.

ـ ياددان‌ چيخارميشسان‌ بس‌ او بير ايلي‌؟
منله‌ بير سنگرده‌ ياتان‌ زاماني‌؟
يوخسا اونودموشسان‌ اوخوش‌ گونلري‌
اوخوشبخت‌ حياتي‌، او شن‌ دؤوراني‌؟

ـ اوخ‌، دئمه‌! تاريخين‌ قارانليغيندا
او ايل‌ بير آي‌ ايدي‌، دوغدودا باتدي‌
عؤمور چيچكلندي‌ آنجاق‌ بير باهار
لاكن‌، گوللريني‌ ياناغين‌ ساراتدي‌.

قرنلر ظلمتدن‌، دوماندان‌ سونرا
بير گونش‌ دوغدو، بير ايل‌ ياز اولدو
لاكن‌، اويگانه‌شن‌ باهارين‌دا
بير قيزيل‌ گول‌ قدر عؤمرو آز اولدو

خلق‌ حكومتينين‌ شن‌ دؤورانيندا
آنجاق‌ بيز آنلاديق‌ عؤمرون‌ لذتين‌
دئديك‌: آخشاميميز سحره‌ دؤندو
اليندن‌ قورتارديق‌ ظلمون‌، ذلتين‌

دئمه‌ غصبكارين‌ قارا كينه‌سي‌
اوحياتي‌ بيزه‌ قويماياجاقميش‌
دئمه‌ اكديگيميز اوميد زميسين‌
قولدورلار اود ووروب‌ يانديراجاقميش‌.

رضاخان‌ اوغلونون‌ زيان‌كار الي‌
اوحياتي‌ بيزه‌ قالا قويمادي‌
او قودوز، ميليونلار ايران‌ خلقينين‌
قانيني‌ بوسبوتون‌ سوردو، دويمادي‌.

ـ يوخ‌ آتا، داريخما، بو قارا دؤوران‌
بو توستو، بو دومان‌، بو قار، بو بوران‌
چوخ‌ چكمز، ايشيق‌ بير باهارا دؤنر
يئنه‌ده‌ حياتين‌ گلشني‌ گولر.

ياتار قارلي‌ قيشين‌ سويوق‌ يئللري‌
آچار شن‌ باهارين‌ قيزيل‌گوللري‌
بيزيمدير گله‌جك‌، بؤيوك‌ گله‌جك‌
تاریخ‌ جلادلارا باش‌ اگمييه‌جك‌
***
بئش‌ ميليون‌ زحمتكش‌ محروم‌ اينسانا
دئمك‌ «نجات‌ تاپميش‌» آذربايجانا
رضاخان‌ اوغلونون‌ ظولوم‌ تحفه‌سي‌
فلاكت‌ تحفه‌سي‌، اؤلوم‌ تحفه‌سي‌

وطني‌ بورويوب‌ قانلي‌ بير دهشت‌
سارسيدير خلقيمي‌ آجليق‌، فلاكت‌
كسير نفسلري‌ سونگو، زندان‌ دار
تيكيليب‌ دوداقلار، باغلانيب‌ قوللار.
***
لاكن‌، تاريخ‌ بويو بو بؤيوك‌ ديار
تسليم‌ اولماميشدير و اولماياجاق‌.
دوغما تورپاغيمدا قودوز دوشمانا
اگر يئر وارديرسا، مزار اولاجاق‌.

دؤنمز ايگيتلرين‌ هر شرايطده‌
مبارزه‌سينين‌ ادامه‌سي‌ وار.
شانلي‌ فرقه‌ميزين‌ سوسدورولمايان‌
قورتولوش‌ نغمه‌سي‌، ايلهام‌ سسي‌ وار.

قانلي‌ دوداقلاردا سؤزلر قانليدير
ديلكلرده‌ قاندير، اوركلرده‌ قان‌
جلوو گميريري‌ قان‌ آلماق‌ دييه‌
هر يئريندن‌ دوران‌، هر باش‌ قالديران‌.

يوردوم‌، اودلار يوردو، آذربايجاندير
مردليگين‌ آلينماز محكم‌ قالاسي‌
يوردوم‌ باش‌ اگمه‌ميش‌ اسكندرلره‌
گلمه‌ميشدير يئره‌ ايگيت‌ آرخاسي‌.

يوردوم‌، بابكلرين‌ ياديگاريدير
هر تولكو بورادان‌ باج‌ آپارانماز
ائليمين‌ غضبي‌ طغيانا گلسه‌
اسلانلار اليندن‌ جان‌ قورتارانماز.

ظالم‌، ساغ‌ باش‌ گورا آپارا بيلمز
اوغرو چيراغينين‌ اولماز ايشيغي‌
اگري‌ ايلان‌ تئزراق‌ گولله‌يه‌ گلر
دوشماني‌ بوغاجاق‌ اؤز قارانليغي‌.

چكمه‌سي‌ ماميزلي‌، اگري‌ پاپاقلي‌
اوز ـ گؤزو پودرالي‌، چيگني‌ ياراقلي‌
دانيشاندا مين‌ جور عشوه‌لر ساتان‌
هر اؤتن‌ قادينا بير قاش‌ ـ گؤز آتان‌
شاهليق‌ قوشونون‌ « دون‌ كيشوتلاري‌ »
تولك‌ تولكولري‌، قوجا قوردلاري‌
باش‌ آپارمياجاق‌ آذر يوردوندان‌
ارنلر يوردوندان‌، ارلر يوردوندان‌.
***
گوناهسيز تؤكولن‌ ناحاق‌ قانلارين‌

هر داملاسيندان‌ بير بابك‌ قالخاجاق‌
طوفانلار قوپاجاق‌ ائل‌ غضبيندن‌
دوشمانين‌ گؤزونه‌ شيمشك‌ چاخاجاق‌.

قانا باتميش‌ ظالم‌ اللره‌ قارشي‌
قالخاجاق‌ ائللرين‌ انتقام‌ الي‌
سون‌ ظفر شبهه‌سيز كوتله‌لريندير
غالب‌ گله‌جكدير خلقين‌ املي‌.

گئجه‌ هر نه‌ قدر اوزون‌ اولسادا
سحر آچيلاجاق‌، گونش‌ دوغاجاق‌
بو سؤز داها بوگون‌ افسانه‌ دگيل‌
«ايشيق‌ قارانليغي‌ بير گون‌ بوغاجاق‌»

داراديقجا گونش‌ ساري‌ تئللرين‌
گئده‌جك‌ سهندين‌ باشينين‌ قاري‌
كل‌ چيچكلر اوسته‌ اينجي‌ سپه‌جك‌
دومانلي‌ داغلارين‌ بوز بولوتلاري‌.

يئنه‌ يوردوموزا باهار گله‌جك‌
سولغون‌ گوللريميز يئنه‌ گوله‌جك‌
تاريخ‌ جلادلارا باش‌ اگميه‌جك‌
بيزيمدير گله‌جك‌، بؤيوك‌ گله‌جك‌.

نوشته شده در سه شنبه هجدهم اردیبهشت 1386ساعت 21:41 توسط بهرسدو| |

نوشته شده در سه شنبه هجدهم اردیبهشت 1386ساعت 21:26 توسط بهرسدو| |


به دنبال برگزاری مراسم شب شعر ترکی به مناسبت سالگرد درگذشت بولود قره چورلو توسط انجمن ادبی سهند در دانشگاه آزاد مراغه فعایتهای این انجمن ،با فشار نهادهای امنیتی متوقف شد!!!

در پی برگزاری جلسه شب شعر ترکی توسط انجمن ادبی سهند ریاست دانشگاه آزاد مراغه دکتر سنبلی پس از آنکه تحت فشار نهادهای امنیتی خارج از دانشگاه قرا گرفت حکم به انحلال انجمن ادبی سهند داد. پس از برگزاری مراسم شب شعر مسئولین دانشگاه آقایان علی مقدم و رضا فرهنگ نیا و حامد یگانه پور اعضای شورای مرکزی کانون سهند را احضار نموده وآنان را در مورد اشعار خوانده شده در شب شعر، مورد باز خواست قرار می دهد!!!رئیس دانشگاه در حضور جمع اقدام به فحاشی به ملت مظلوم قره باغ نموده و می گوید که "شما حق ندارید از مظالم فارسها به ملت آذربایجان شعر بخوانید وی ضمن تهدید دانشجویان به تعلیق از تحصیل از آنان میخواهد که دست از این کارهایشان بردارند و میگوید که اگر نماینده ولی فقیه هم بگوید که شما حق دارید جلسه شب شعر برگزار کنید من به شما این اجازه را نمی دهم وحرف وی را قبول ندارم!!!

دانشجویان نیز پس از مشاهده فحاشی وانگهای متعددی که ریاست دانشگاه نسبت به آنها روا می دارد خطاب به وی می گویند که " قره باغ برای ما هیچ تفاوتی با فلسطین ندارد و هر آنچه که در آن جلسه مطرح شده تنها شعر بوده اند و نباید محتوای شعر ها مورد تفتیش قرار گیرد و ما هیچ وقت در مقابل تفکر شوئونیستی خم نمی شویم "که رئیس دانشگاه دکتر سنبلی در جواب دانشجویان می گوید" باید خم شوید و خم خواهید شد"

لازم به ذکر است که روز شنبه 84/1/19 مراسم شب شعری با عنوان یادبود بولود قره چورلو شاعر مراغه ای و اسطوره شعر معاصر آذربایجان، با حضور بیش از 250 تن از دانشجویان دانشگاه آزاد برگزار گردید. در این مراسم اشعار سهند شاعر ملی آذربایجان قرائت گردید و بیوگرافی ای از وی خوانده شد و پس از آن دانشجویان اشعار خود را با محوریت ظلمهای روا شده بر برادران مسلمانشان توسط داشناکهای ارمنی و حقوق پایمال شده ترکها در ایران خواندند که منجر به تعطیلی این کانون ادبی شد.

جو امنیتی حاکم بر شهرستان مراغه چنان سنگین است که مسئولین امنیتی شهر، تاب تحمل حتی یک شب شعر ترکی و آنهم در محیطی مانند دانشگاه که باید محیط آزادی باشد را ندارند به طوری که پس از برگزاری یک شب شعر ترکی دستور به پیگیری قضایی و امنیتی بانیان چنین مراسمی می دهند

نوشته شده در سه شنبه هجدهم اردیبهشت 1386ساعت 21:17 توسط بهرسدو| |

 

دده قورخود ياتيري و دنيز بولاغي (بقعه باباگرگر و چشمه دنگز) در قروه آزربايجان

در ٢٣ كيلومترى شمال شرقى بلوك اسفندآباد سابق در شهرستان قروه آزربايجان (در تقسيمات كشوري فعلي در تركيب استان كردستان) ٬ در دشتى فراخ روستاى باباگرگر قرار دارد ּ

در اين روستا چشمه هميشه جوشان شفابخشى بنام "تنگز" وجود داردּ در فاصله دو كيلومترى اين محل و در مسير روستاهاى قصلان و دلبران٬ "زيارتگاه باباگرگر" ديده مىشود كه منسوب به امامزاده سيد جلال الدين (به گفته برخي از نوادگان امام باقر) و در ادبيات عاشيقى تركى منتسب به دده قورخود استּ

بقعه باباگرگر (بابا قورقور ياتيري)

قروه، شهري سردسير واقع در دشتي وسيع با معادن فراوان، سنگ هاي تزييني و ساختماني در اطرافش و با فرهنگ تركي در تمام نواحي شمالي و شرقي و جنوبي شهرستان و كردي در برخي نواحي غرب آن. در ٢٣ كيلومتري شمال شرقي شهر٬ روستاي بابا گرگر كهنه (قديمي) قرار دارد كه بر اثر زلزله ويران شده است. اين روستا با طبيعت سبز در دشت نسبتا وسيعي واقع گرديده كه توسط تپه ماهورهاي طبيعي احاطه شده است. بلوك اسفندآباد كه در گذشته آن را «قلمرو علي لشگر» مي گفتند در غرب استان آزربايجاني همدان واقع شده و مركز حكومت آن در سابق روستاي قصلان بوده استּ معدن سنگ مرمري در اين ناحيه واقع شده بود كه تمام مرمرهاي قلعه حكومتي و مسجد دارالاحسان و اغلب عمارات و حمام هاي شهر سنندج از آن جا تامين مي شده اند. بلوك اسفندآباد در قديم داراي 94 قريه بوده كه يكي از روستاهاي آن قريه باباگرگر است.

در اين محل چشمه‌هاي آهك‌ساز فراوان، برجستگي‌هايي به وجود آورده‌اند كه مشهورترين آنها «اژدها» با حدود 300 متر طول 5 متر ارتفاع و پهنايي بين 4 تا 7 متر نام دارد. هر اندازه ارتفاع آن افزايش يافته، پهناي شكاف آن نيز به علت رسوب‌گذاري جديد تنگ‌تر شده است. در شرق و شمال شرقي اژدها چند برجستگي در جهات مختلف، اما كوچكتر از آن وجود دارد كه محل شكاف خروج آب هنوز در وسط آن به چشم مي‌خورد. اين برجستگي‌هاي كوچكتر را دست‌هاي اژدها مي‌نامند. در چندين نقطه آب از شكاف زمين بيرون مي‌آيد و حفره‌هاي خروج گاز آن نيز فعال است. طعم آب آن شور و تلخ و گويا براي امراض سوداوي و جلدي مفيد است.

در فاصله دوكيلومتري اين محل و در مسير روستاهاي «دلبران» و «قصلان» "زيارتگاه بابا گرگر" منسوب به امامزاده سيدجلال الدين ديده مي شود كه به گفته اهالي از نوادگان امام باقر (ع) است. اين بقعه از ديدني‌هاي شهرستان قروه و امامزاده‌ي معتبري است كه در روستاي باباگرگر (گورگور) و در شهرستان قروه آزربايجان واقع شده است . امام زاده باباگر مکان مذهبي معتبري است كه به باوه گرگر نيز مشهور استּ

مدفن اين امام زاده بر صخره سنگي بلندي حاصل از آب ها و گازهاي معدني ساخته شده استּ مقبره امامزاده از چند بخش تشكيل يافته٬ اتاق اصلي و گنبدي شكل آن در بخش جنوبي و اتاق هاي ديگر در ضلع شرقي جاي دارد. ورودي بنا به صورت ديوارچيني از خشت و قلوه است و پوشش چوبي دارد و اتاق مقبره داراي گنبدي شلجمي است . در ساخت گنبد از سنگ هاي لاشه اي محلي روي پايه هاي خشتي و سنگي استفاده شده است . اين بقعه داراي تزئينات خاصي نيست.

تاريخ دقيق ساخت بقعه مشخص نيست ، ولي به نظر مي رسد كه پيش از دوره حاكميت دولت تركي-آزربايجاني قاجار توسط معماران محلي ساخته شده باشد . مردم منطقه به اين بقعه شريف اعتقاد وافري دارند و در مورد اين سنگ كه به شكل اژدهاست، نقل قول هاي مختلف شده است.


ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه هجدهم اردیبهشت 1386ساعت 21:12 توسط بهرسدو| |


Design By : Night Skin